دانلود رمان خودشکن pdf از مونا امین سرشت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان خودشکن روایتگر دنیای دختر و پسری است که دست سرنوشت آنها را کنار هم قرار میدهد. یکی درگیر هویت و گذشتهاش و دیگری درگیر غرور و بریدن از خانواده است. کنار هم بودن این دختر و پسر درسی بزرگ را برایشان به ارمغان میآورد که خواندن آن خالی از لطف نیست…
رد اشک هنوز هم روی گونه های آیه پیدا بود و تورم چشم هایش هم نشان می داد که در مدت غیبت او، باز هم گریه کرده. چه طور می توانست به او بفهماند که اجساد قابل شناسایی نیستند و به دی ان ای او برای شناسایی پدر و مادرش نیاز دارند؟ ترجیح داد امشب چیزی نگوید و فقط با دادن خبرهایی سطحی و سرسری، او را آرام نگه دارد. صبح روز بعد، آرش بالاخره موفق شده بود تماس بگیرد و با آیه چند کلمه ای حرف بزند. صدای آیه به خاطر گریه
های زیاد و طولانی خش برداشته بود. فریدون هم توانست هانیه، همسرش را راضی کند تا علی رغم میلش، به آنجا بیاید و حداقل برای حفظ ظاهر هم که شده کمی باعث دلگرمی و آرامش خاطر آیه شود. سردرد، قرار نبود دست از سر آیه بردارد. برای برداشتن مسکنی به آشپزخانه رفته بود که متوجه شد سمانه مشغول تهیه ناهار است. جلو رفت و دستان سمانه را پر مهر، در دست گرفت. -سمانه، من چه جوری این همه لطفت رو جبران کنم؟ می رفتی
خونه یه کم استراحت می کردی. من حالم خوبه ولی تو اینجوری پیش بری از پا میفتی. سمانه نگاه پر از ترحمش را به آیه دوخت. -اصلا این حرف ها رو نزن. مگه من اینجا غیر از تو و عمو فریدون کی رو دارم؟ برای تو هم کاری نکنم که… بلافاصله یاد حرفی افتاد که فریدون از او خواسته بود در فرصتی مناسب به آیه بگوید و حالا که می دید، آیه رنگ و روی بهتری دارد و انگار سر حال تر است، ترجیح داد دست دست نکند. دست آیه را گرفت و…