رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان شکوه نیلوفرانه من از EVRINA

دانلود رمان شکوه نیلوفرانه من pdf از EVRINA برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

” من آنقدر مرده ام که هیچ چیز دیگر مرگ مرا ثابت نمی کند ! شیطان نیستم ! فرشته هم نیستم ! خدا هم نیستم ! فقط دخترم ! ” از نوع ساده و نیلوفروار ! که پاک و باغرور قد راست کرده ام در منجلابی به نام زندگی ! زیبایی می بخشم به مرداب سیاه، خیره می کنم چشم ها را ! دیوانه وار عاشقم باشی، دیوانه وار هستیم را به پایت می ریزم! در رسم عاشقی با من مرد باش، مردانگی ات را به پایم بریز! مرا با آنچه هستم بپذیر.. باغرورم.. با زیبایی ام…

خلاصه رمان شکوه نیلوفرانه من

به عمه خبر دادم و با شوخی و خنده با صنم به درخونه رسیدیم، صنم با خوشحالی در رو آروم با کلید باز کرد. بازم وارد حیاط شدیم بازم پا توی بهشت خزان دیده بانو گذاشتیم!… درختای کهنسال خزان زده، استخر بزرگ خالی گوشه حیاط بی سر و تهش، قصر سفید رنگ خاک گرفته که امارت اصلی رو تشکیل می داد، برگ های زرد تن حیاط رو پوشونده بودن، تو حیاط پرنده پر نمی زد بازم سکوت و بزرگی حیاط، صدای خرد شدن برگا زیر کفشم

حس غریبی بود.این امارت باشکوه، این درختای مرده… این حیاط که هر گوشه ش بوی مرگ و نیستی می داد رو دوست نداشتم ! به در امارت رسیدیم بازم ماشین مشکی BMW آخرین مدل سینا در ورودی امارت پارک شده بود. چند باری گذری سینا رو دیده بودم ولی برخورد جدی باهاش نداشتم، زیاد خونه نمیومد مخصوصا این اواخر که با بانو به مشکل خورده بود، چراش و نمی دونم دوستم نداشتم که بپرسم به هر حال هر کسی حریم خصوصی

داره، فقط صنم بهم گفته بود سینامهندس معماری و به شرکت ساختمان سازی داره. در ورودی به شدت باز شد، جفتمون از جا پریدیم، سینا عصبانی با موهای آشفته از در خارج شد لباس سفید مردونه آستین بلندی به تن داشت که مثل همیشه استیناش رو تا آرنج بالا زده بود و به دکمه بالایی پیرهنش رو طبق معمول باز گذاشته بود. یه شلوار لی مشکی پاش کرده بود با به کمربند سفید، لباساش فیت تنش بود انگار از ازل واسه این دوختنش! …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
" من آنقدر مرده ام که هیچ چیز دیگر مرگ مرا ثابت نمی کند ! شیطان نیستم ! فرشته هم نیستم ! خدا هم نیستم ! فقط دخترم ! " از نوع ساده و نیلوفروار ! که پاک و باغرور قد راست کرده ام در منجلابی به نام زندگی ! زیبایی می بخشم به مرداب سیاه، خیره می کنم چشم ها را ! دیوانه وار عاشقم باشی، دیوانه وار هستیم را به پایت می ریزم! در رسم عاشقی با من مرد باش، مردانگی ات را به پایم بریز! مرا با آنچه هستم بپذیر.. باغرورم.. با زیبایی ام...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شکوه نیلوفرانه من
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    EVRINA
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    443
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 971 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.