دانلود رمان تجربه عشق خاکستری pdf از آرام و بنفشه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یک ماجرای واقعی از زندگی واقعی آرام دختری که به یه مهمانی اشتباه میره. مهمونی که فکر می کرد تولده اما در واقع جاییه برای آشنایی افراد با تمایلات مختلف. حضور آرام تو این مهمونی باعث ورودش به دنیای رابطه های متفاوت آدم های متفاوت میشه. مردی وارد زندگی آرام میشه که خیلی براش خطرناکه اما درواقع تنها ناجی آرامه… سیاوش لواسانی… کسی که قراره زندگی آرامو زیر و رو کنه…
عذاب وجدان بدی داشتم تنهایی اومدم خونه. پنج شنبه مادر لیلا بهم زنگ زدو خبر لیلا رو ازم گرفت. یک هفته بود ازش خبر نداشتن… از همه پرس و جو کرده بودن و می خواستن به پلیس اعلام مفقودی کنن. ازم پرسید آخرین جایی که لیلا رو دیدم کجا بود چون طبق گفته ها بعد بیرون رفتن با من دیگه بر نگشته بود انقدر ترسیده بودم که نتونستم راستشو بگم و فقط گفتم من ازش جدا شدم چون پیش دوست پسرش رفت. وقتی قطع کردم از
ترس و استرس بالا آوردم سلما خونه بود و براش گفتم چی شده اونم حالش بد شد. اعصابم بهم ریخته بود. عذاب وجدان بدی داشتم اون مرد که منو فرستاد خونه. اون تنها امیدم بود که از لیلا خبر داشته باشه اما هیچ اطلاعاتی ازش نداشتم جز شماره پلاک ماشینش زنگ زدم اطلاعات راهنمایی و رانندگی و گفتم از رو پلاک ماشین میتونم اسم یا ادرس صاحب ماشینو داشته باشم گفتن نه گفتم کیفم تو ماشینش جا مونده باید چکار کنم گفت باید
برم درخواست بدم آگاهی پرونده تشکیل بدم تا برن دنبالش. کلی آسمون ریسمون بافتم مگه دلش بسوزه راه دیگه بگه سر اما بی فایده بود. آخر، بتونن از رو پلاک اطلاعاتو بدن. آشنا نداشتم اما میتونستم پیدا کنم. شاهین برادر شراره سرباز بود و تو راهنمایی رانندگی بود. فقط گفت اگه آشنا داشته باشین شاید با همون دروغ داستان کیف، شراره تونست اسم صاحب ماشین و شماره موبایلش رو گیر بیاره. آدرس ثبت شده برای پلاکو هم بهمون داد….