دانلود رمان بلای دوست داشتنی (جلد اول مجموعه فاجعه زیبا) pdf از جیمی مک گوایر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اَبی دختر خیلی خوبیه. فحش نمیده و محافظه کارانه لباس میپوشه. اون فکر میکنه اینجوری میتونه از گذشته ی تاریکش فرار کنه. گذشته ی که به خاطرش همراه بهترین دوستش امریکا، به ایسترن امده تا یه شروع تازه داشته باشه. ابی فقط یه هدف داره: دوری کردن از دردسر. تراویس مددوکس، خود دردسره… پسر بد دانشگاه. یه پسر جذاب, باهوش, یه بوکسور خیلی خوب. تراویس اعتقادی به دوست دختر نداره و….
بدترین شکل اعتماد بنفس را داشت، نه تنها از زیبایی و جذابتش خبر داشت بلکه عادت کرده بود دخترها بخاطرش سر و دست بشکنند. انقدر که رفتار بی ادبانه ی من نه به توهین که برایش یک چیز جدید و جذاب بود، احتمالا باید استراتژی ام را تغییر میدادم. امریکا ریموت را به طرف تلوزیون گرفت و در حین تغییر کانال ها گفت: ” تلوزیون امشب یه فیلم خوب داره… کسی کنجکاو هست بدونه جین کوچولو کجاست؟ ” تراویس بلند شد و گفت:
” من داشتم میرفتم شام بخورم، تو گرسنه ات نیست، کبوتر ؟” “من قبلا خوردم ” آمریکا با حواسی پرت گفت: ” نه نخوردی… ” و بعد ادامه داد” اااامممم… راس میگی فراموش کردم قبل از اینکه بیام بیرون یه قاچ پیتزا خوردی؟” باعصبانیت به صورت ناراحتش که داشت تمام تلاشش را برای جبران سوتی که داده بود می کرد، نگاه کردم و منتظر عکس العمل تراویس ماندم. طول اتاق رو طی کرد در را برایم باز کرد: ” زود باش، کبوتر ، باید گرسنه باشی ”
” کجا میری ؟ ” “هرجا تو بگی. میتونیم بریم پیتزا ” نگاهی به لباس هایم کردم و گفتم: ” لباسم مناسب نیست ” ظاهرم را برای چند لحظه بررسی کرد و لبخند زد: ” خیلی هم خوبه… بریم… از گشنگی دارم میمیرم ” دستی برای آمریکا تکان دادم و از کنار تراویس رد شده از پله ها پایین آمدم در پارکینگ با وحشت ایستادم و تراویس را که سوار موتوری سیاه و کدری شد تماشا کردم ” امممم ” انگشتان پایم را تکان دادم و چیزی برای گفتن پیدا نکردم…