دانلود رمان خانم مددوکس (جلد سوم مجموعه فاجعه زیبا) pdf از جیمی مک گوایر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این داستان برشی کوتاه از زندگی قهرمانان رمان فاجعه زیبا و شرح اولین ولنتاین تراویس و اَبی به عنوان یک زن و شوهر است. این کتاب یک بخش از فاجعه متحرک (جلد دوم فاجعه زیبا) و یا حتی یک صحنهی حذفشده از فاجعه زیبا نیست؛ این یک چیز کاملا جدید است. این داستان کوتاه بعد از جلد دوم رمان، یعنی فاجعه متحرک (Walking Disaster) نوشته شده؛ اما با توجه به کوتاه بودن آن، نویسنده به عنوان شماره 1.5 رمانهای سری زیبا (Beautiful) منتشر کرده است.
« ابی » ( abby ) همینطور که دارم بخار آینه رو با حوله پاک می کنم قیژ قیژ صدا میده. زمان زیادی رو زیر دوش آب داغ گذروندم؛ درست همونطور که زمان زیادی رو از کلاس تا خونه رانندگی کردم و زمان زیادی هم برای پیداکردن یه هدیه ی عالی برای تراویس (Travis) صرف کردم. امروز هیچ چیزی نباید عجله ای انجام بشه. از هر لحظه با شوهرم بودن لذت میبرم. شوهرم! هنوزم بعد از تقریبا یک سال آهنگ این عنوان مثل همون اوایل به گوشم
غیرعادی و غیرطبیعیه. اگه وقتی اومدم به کالج، کسی بهم می گفت که قبل از تموم کردن سال اول ازدواج میکنم، انگشتم رو بهش نشون می دادم. یه سری از آدم ها تیپ ازدواج کردنی نیستن و منم یکی از اونام، همینطورم تراویس. به هر حال ما نه تنها اینکار رو کردیم؛ بلکه سال گذشته شادترین سال زندگیم بود. حوله روی زمین میافته، پایین رو نگاه میکنم و بی اختیار خطوط ظریف و تیره ی روی پوستم رو وارسی میکنم. انگشت هام رو به
نرمی روی جوهر کشیده شده میکشم و بعد میذارم نوک انگشتم روی تمام منحنی های ظریف اون حرکت کنه. من هنوز خانم مددوکس ( Maddox ) بودم و حتی یه بار هم از خاطره انجام این تتو یا از ایده دیوانه وارم برای رفتن به وگاس و ازدواج کردن متاسف نبودم. با اینکه نه تنها اون درست بعد از یه تراژدی بود؛ بلکه قسم خورده بودم که دیگه به شهر وگاس ( Las Vegas ) برنگردم؛ ولی این شهر نابکار پس زمینه ی کاملی برای هر دومون بود که…