دانلود رمان فراموشی زیبا (جلد ششم مجموعه فاجعه زیبا) pdf از جیمی مک گوایر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ترنتون مدوکس پادشاه دانشگاه ایالتی شرقی بود و قبل از آونکه حتی از دبیرستان هم فارغ التحصیل بشه ، با زنای دانشگاهی قرار میزاشت. دوستاش می خواستن جای او باشن، و زنا می خواستن اونو رام کنن ، اما بعد از یه سانحه غم انگیز دنیاش وارونه شد، ترنتون از دانشکده بیرون آمده بود تابا احساس گناه خردکنندهاش، دست و پنجه نرم کنه. هجده ماه بعد، ترنتون با پدر بیوهاش زندگی میکنه و تمام وقت توی یه سالن خالکوبی محلی کار میکنه تا توی پرداخت صورتحسابها کمک کنه…
پاکت جدید سیگار رو توی دستم گرفتم و تهش رو به کف دستم زدم تا همشون یکدست جمع شن و بعد پلاستیک دورش رو پاره کردم و درب پاکت رو باز کردم. با اینکه رد خیلی دود گرفته بود، فقط نشستن اونجا باعث میشد حس کنم که تموم یک پاکت سیگار رو کشیدم، واقعا خوب بود که اونجا کنار میز بشینی و ریلکس کنی. زمان هایی که کار می کردم معمولا فقط وقت می کردم که یه پک بزنم و بقیه سیگارم بدون کشیدن می سوخت.
رگان به روشن کردن سیگارم نگاه کرد -«منم یکی میخوام». _نه، نمیخوای. _اره میخوام. _رگان تو نزدیک دو ماهه سیگار نکشیدی. فردا متهمم میکنی که اقتدارت رو نابود کردم . به دروروبرمون و اتاق اشاره کرد -«همین الانش هم دارم سیگار میکشم». چشم هام رو براش باریک کردم. رگان با موهای بلند خرمایی و پوست برنز و چشم های عسلی بطرز نامتعارف و مرموزی زیبا بود. دماغش بطرز عالی کوچیک بود، نه زیاد گرد بود و نه زیاد تیز، و پوستش باعث
میشد جوری بشاش و تازه بنظر بیاد که انگار همین الان از یه تبلیغ کرم پوست نیتروژن دار بیرون اومده. ما توی دوران ابتدایی باهم آشنا شده بودیم و من فورا جذب صداقت و رک گویی بی رحمانه اش شدم. رگان می تونست بطرز باور نکردنی تهدید کننده و نگران کننده باشه، حتی برای کودی کسی که با قد ۱۹۳ سانتیش تقریبا ۳۰ سانت از رگان بلندتر بود. اخلاقش با کسانی که عاشقشون بود خیلی ملیح و ملایم بود و با کسانی که دوست نداشت زننده…