دانلود رمان نیلا pdf از رکسانا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان دختری به اسم نیلاس که آترین با نقشه ی قبلی به نیلا دست درازی میکنه روز عروسی نیلا فیلم رو به همه نشون میده وقتی از مراسم فرار کردنی….
-برای بار سوم میگم عروس خانوم آیا بنده وکیلم؟ اومدم دهن باز کنم که یهو در به شدت باز شد و قامت ورزیده آترین نمایان شد و بلند گفت: دست نگه دارید… از ترس نفسم بند اومد… همه اونایی که در سالن بودن با تعجب نگاش کردن… مامان و بابام با خشم و نیلوفر هم با ترس درست مث من با چشمام التماس کردم.. نیاوش یورش برد سمت آترین که اونم گفت: اوووو شادوماد آروم باش اومدم یه سری حقیقتو رو کنم براتون. با جیغ گفتم: آترین.
-چیه عزیزم؟… آروم باش به نفعته… آترین گوشیشو در اورد و بعد مدتی جلوی نیاوش و مامان بابام گرفت… همون فیلم بود… اون فیلم لعنتی… جیغ بلندی کشیدم و بغضم ترکید… همه فامیلا با دیدن فیلم همه از سالن بیرون زدند. دویدم و از دست آترین آویزون شدم و خواستم گوشی رو خاموش کنه که پسم زد… بابام صورتش کبود شده بود… مامانم دستشو گذاشت رو قلبش و بعد از جیغ و گریه بیهوش شد… نیاوش قیافش وحشتناک شده بود…
ممکن بود هرلحظه بهم حمله کنه. نیلوفر جیغ زد: نیلاااا فرااارررر کنننننن. لباس بلند عروسیمو بالا گرفتم و بعد از عربده ای که نیاوش زد و حمله کرد سمتم نفهمیدم چطوری فرار کردم… وقتی به خودم اومدم که وسط خیابون بودم… نیاوش داشت میدویید طرفم اومدم بدوم که آترین داد زد: نیلاااا مراقب باااششش. سمت چپمو نگاه کردم که یه ماشین با سرعت بهم نزدیک شد… جیغ گوشخراشی کشیدم… ماشینه خورد بهم و یهو از زمین کنده شدم…