دانلود رمان آپارتمان صد متری pdf از چیکسای برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دکتر همایون فرتاش، دکترای روانشناسی بالینی، بعد بازگشت از کانادا به ایران، دچار مشکل مالی می شود. به پیشنهاد یکی از دوستانش، درمان مهرناز نیایش تک دختر جناب سرهنگ نیایش را که به دلیل سوءقصد در کودکی دچار حملات اضطرابی، پرخاشگری، ترس و تنفر از جنس مخالف شده است، در ازای یک واحد آپارتمان صد متری قبول می کند…
ماشینو روشن کردم و با گاز وحشتناکی اونجا رو ترک کردم. می دونستم که تقاضام از سوره غیر منطقیه ولی دلم میخواست با دلایل منطقی تری منو قانع می کرد که درمان اون دخترو نپذیرم. نه اینکه بگه من حسودم و بدبینم و به حرفات اعتماد ندارم. دوست داشتم اون با نشان دادن علاقه ش به من از اینکار منصرفم کنه. اگه یک کم دیگه پافشاری می کرد و یا برخورد عاقلانه تری بعد از صحبت هامون می کرد، حتما برای تصمیمی که داشتم
تعلل می کردم و وقت بیشتری را به فکر کردن و بررسی همه جوانب موضوع اختصاص می دادم. ولی با تمام این تفاسیر با خودم گفتم:چند روز دیگه که هردو کمی آرومتر شدیم، یک تماسی باهاش میگیرم و از دلش در میارم و یک جلسه دیگه با هم به صحبت میشینم. بعد از ملاقات با سوره با چشمایی قرمز از فرط خستگی و بیدار خوابی های شبانه و دلی صد البته نگران از طرف رفتار سوره به پانسیون برگشتم. میلی به شام نداشتم.
یک شربت آبلیمو درست کردم و یک نفس سرکشیدم. شربت خنک و شیرین بعد از یک حمام آب داغ، لذتی رو در زیر پوستم تزریق کرد که به سمت تختم کشیده شدم. یک سیگار روشن کردم و ساعت ها بدون هدف به سقف خیره شدم. موقعی که کانادا بودم٬ سیگار کشیدن آرومم می کرد و باعث میشد که کمتر به هانا و خاطراتی که از اون داشتم فکر کنم ولی بعد از چند ماه به دلیل سرفه های مکرر و ترشحات پشت حلق به پزشک متخصص داخلی مراجعه کردم و…