دانلود رمان که عشق آسان نمود اول pdf از نسیم شبانگاه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
حکایت دختری شکننده و آرومه که گردونه روزگار چنان بر این دختر میتازه که به اشتباه تاوان بی آبرویی کسی دیگر رو ازش میگیرن و ناچار میشه با جنینی در شکم، بدنبال پدر بچه اش بره، پدری که خود نوعروسی در خونه داره…
-از این ور آقای صیاد… مرد را به سمت حیاط پشتی آموزشگاه هدایت کردم که بیشتر شبیه یک کافه سنتی بود و منبع درآمد ثانویه آموزشگاه؛ که البته حاصل آن به فعالیت های خیرخواهانه تعلق داشت. هر کسی که بیشتر از یک بار به اینجا می آمد، خیلی زود متوجه این موضوع می شد. برای همین هم هیچ کدام از منوها قیمتی نداشتند و هرکس هر چقدر که در توانش بود و دلش می خواست برای انتخابش می پرداخت، تا حتی در اندازه یک ده
هزار تومانی در کارهای خیریه سهیم باشد. این کار حاصل هم فکری من و ماهور و صدرا بود که حسابی هم گل کرده بود و اعتبار خوبی هم برای آموزشگاه نزد هنر دوستان به ارمغان آورده بود. این قسمت از ساختمان محبوب ترین قسمت آن برای من و خیلی های دیگر بود؛ خیلی هایی که مسلما اشتراکات زیادی در روحیه هامان یافت می شد. این فضای نوستالژیک، ساده و دلنشینش می توانست مرا برای روزها و ماه ها زیر آن صندلی و
کنار آن درخت نارون چتری نگه دارد. صندلی ها و میزهای آبی، حوض مربعی شکل و بدون فواره با رنگ های آبی و گلدان های شمعدانی با گل های صورتی و قرمز که دور حوض و همه جای حیاط دیده می شدند، و حالا برگهای زیبای نارون محبوبم در کف حیاط که می توانستند؛منبع یک الهام بزرگ برای هر شاعر و نقاشی باشند… به نظرم همه این ها همان دلیل محکم ماهور برای این انتخاب هوشمندانه برای این کافه هنر بودند؛ کافه هنر ماهور…