دانلود رمان اسرار چهار زن pdf از فریده عرب زاده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
چهار زن، از سه نسل، یادداشت های نامنظمی از زندگی خود، نه روزانه، بلکه هر زمان که فرصت پیدا می کنند، می نویسند. آن ها این کار را نه برای بازگو کردن زندگیشان، بلکه فقط برای حفظ خاطراتشان انجام می دهند. در نهایت این یادداشت هاست که رازهای بزرگ آنها را آشکار و پیوند میان آنها را مستحکم می کند…
ترانه در آخر سال تحصیلی سوم دبیرستان بود که قمرالسلطان، مادربزرگش، مریض شد. حدیث به اصفهان رفت تا از مادرش پذیرایی کند. مدرسه ی خصوصی ای را هم که او تأسیس کرده بود، تعطیل شده بود؛ ولی چون وسواس زیادی برای حفظ سطح مدرسه اش داشت، از یکی از همکارانش خواست که هفته ای دو روز به مدرسه سر بزند تا اگر مسئله ای پیش آمد، به او اطلاع دهد. به این ترتیب می توانست با خیال راحت از مادرش مراقبت کند.
ترانه مشغول درسخواندن و امتحان دادن بود و نمی توانست همراه مادرش برود. حدیث از امیر خواسته بود پس از تمام شدن امتحانات ترانه، او را روانه ی اصفهان کند. امتحان های ترانه تمام شده بود؛ ولی هنوز نتیجه ی آن ها را نداده بودند. یک روز که از خانه ی دوستش بر می گشت، سر راه خانه اش افراد غریبه ای را دید که حضورشان با آن تعداد و در آن محل، عجیب و غیر طبیعی بود. نمی دانست چه خبر است. به یاد آورد که در مدرسه شایع بود
که ساواک عدهای را به اتهام داشتن کتاب های ممنوعه دستگیر کرده است. پس از عبور از چند خیابان و کوچه، میلاد راد را که از کودکی می شناخت،دید که با دوچرخه به سمت محلی که اشخاص غریبه را دیده بود، می رود. میلاد به ترانه سلام کرد. ترانه به او گفت که به آن سمت نرود. زیرا او غریبه هایی را دیده که قبال در آن جا ندیده؛ شاید از مأموران ساواکند. میلاد با عجله و بدون خداحافظی مسیر خود را عوض کرد و به سرعت از آن محل دور شد…