دانلود رمان تعبیر دل همراه با عشق pdf از زهرا عبدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نازگل، جنس مونث با رایحه ای ساده، دل نازک، دختریست که ناز پرورده ای پدر و مادرش است، غم با او و دل او بیگانه است، راست گفته اند اگر پدر و مادرت تو را تربیت نکنند و آن وقت روزگار تو را تربیت می کند آن هم با تجربه های تلخ وسنگینش، قضیه از یک ماجرا از یک اتفاق و از یک حادثه شروع میشه، بله از یک اتفاق! در یک روز بارانی اتفاقی رخ می دهد که دختر ساده ای ما، میشود درد رنج و سخت، حال روزگار می گذرد…
وارد بوفه شدیم، سفارش قهوه و کیک کردیم، مونا: صبحانه نخوردی؟ _نه! خیلی خوابم میومد عین چی خوابیده بودم!!! مونا: دیوونه شب زود بخواب خب! _دیشب خونه ای برادرم بودم بعد مدت ها صحبتامون گل انداخته بود! مونا: آها خوبه، راستی؟ _بله؟ مونا: رضایی رو خوب چزوندی! مخصوصا نگاه های زیبایی که بهش می انداختی ! _حقش بود زیادی رو مخ. مونا: فکر کن عاشقت شده! صورتم را جمع کردم: خدا نکنه.
مونا: خداییش خوشگله پولداره، ناکس! _نگو چشمتو گرفته. مونا: نه دختر من کجا اون کجا. بعد از خوردن سفارشاتمان راهی کلاس شدیم. علی پور آمد و من انگار عزایم گرفته بود چرا که در کلاس علی پور جایم عوض می شد و من در کنار رضایی باید می نشستم. تا نشستم اخم کرد هه، انگار از اون خوشم می آمد مردک بی مزه! استاد درس را توضیح می داد و من تند تند نکته برداری می کردم استاد یک خورده تایم استراحت داد.
رضایی: خیلی از دخترایی مثل تو بدم میاد. عصبی نگاه صورت جذابش کردم: فکر کردی من عاشق چشم وابروتم! من هم از پسرایی که زود پسر خاله می شن متنفرم. پوزخندی زد و گفت: جالبه که حسامون یکیه! _بله البته حس تنفر من نسبت به شما زیاده با این تفاوت! آنی اخم هایش غلیظ تر شد، رضایی: زیادی رو مخی! _دقیقا شما هم اینطوری هستید، من با شما کاری ندارم بهتره شما هم کاری با بنده نداشته باشید وگرنه…