دانلود رمان فرشتگان مرده pdf از تیم اورورک برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
با فرار کردن از عمارت هالووید و تحت تعقیب قرار گرفتن توسط اسکین واکرا، کیه را و دوستاش برای در امان ماندن از طوفان توی یه ایستگاه قطار متروکه قرار گرفته میان یه دره دوردست پناه میگیرن.شب رو در حالی سر میکنن که از دست تعقیب کننده ها پنهون شدن و در همون حال ایزیدور یه داستان در مورد اینکه چطور سالها پیش در سفرهای اولیهاش به دنیای روی زمین اتفاقی با دنیای عوض شده مواجه میشه، تعریف میکنه…
“کیه را” یه کوله پشتی رو داخل صندوق عقب ماشین انداختم، بطری های لات ۱۳ پنهون شده داخلش به هم خوردن و صدا دادن، در همون حال پاتر گفت: میدونی فکر می کنم داری اشتباه می کنی. یکی از ابروهامو دادم بالا،لبخند نصف و نیمه ای زدم و گفتم: پس. چرا با ما میای؟ غرید: می دونی چرا همراهتون میام چون یکی باید توی این ماجراجویی های نا عاقلانه ای که انجام میدی مواظبت باشه… گفتم : نیمه عاقلانه؟
باد اونقدر شدید می وزید که موهامو از روی صورتم کنار زده بود و پشت سرم موج می خورد. کوله پشتی ایزیدور و کایلا رو هم به داخل صندوق عقب ماشین پرت کرد و گفت: خب من اصلا نمی گم رانندگی کردن داخل کوهستان به سمت چشمه ی ارواح یه ایده ی خوبه. اگه مورفی هم اینجا بود با رفتنمون موافقت نمی کرد. گفتم: مورفی کسی بود که برای اولین بار ما رو اونجا برد، حالا اون به کنار مورفی دیگه اینجا نیست.
الان وظیفه ماست که کارا رو اداره کنیم. متفکرانه گفت: حدس می زنم. چشمامو باریک کردم و پرسیدم: مطمئنی حالت خوبه؟ شونه ای بالا انداخت و گفت: خوبم. بعد برای عوض کردن موضوع نگاهش رو برگردوند، عمارت رو نگاه کرد و گفت:خب اینم از کاپلا، ایزیدور و پسر گرگی. رد نگاه پاتر رو گرفتم، می تونستم کایلا و ایزیدور رو ببینم که سم رو نگه داشته بودن و کمکش می کردن از روی پله ها پایین بیاد…