دانلود رمان سمفونی مرگ pdf از یاسمین منصوری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اولین اریگامی تو یه روز عجیب به دستش رسید و دومین اریگامی با قطره ی خون روی کاغذ مشکلات رو بیشتر کرد. پونیکا نه یه زن خوب مثل داستان ها بود نه یه دختر متعهد، براش مهم نبود که با شوهر دوستش باشه یا حتی ازش باردار بشه. براش مهم نبود که شوهری داره که با منشیش در ارتباطه. تو زندگی فقط خودش مهم بود و بچه ی توی بطنش…
نگاهم روی اسم های داخل منو بود… انگشت اشارمو روی اسم ها می کشیدم و دونه دونه با صدای بلند می خوندمشون: سوفله مرغ و قارچ، ساندویچ فرانسوی گرم گوشت کبابی با قارچ صدفی خوراک دریایی در سبد سیب زمینی، پلو دال هندی، سمبوسه هندی با ماهی سوپ اسپانیایی میگو پلو اسپانیایی، کالزونه ایتالیایی به کالزونه که رسیدم منو رو بستم و دیگه چیزی نگفتم، فریده نگاه ناباوری به من کرد: -میخوای کالزونه سفارش بدی واسه پیش غذا
بترکی دختر چاق میشی ها! کمی عذاب وجدان گرفتم: خوب دست خودم نیست همش دلم غذاهای چاق کننده میخواد. واسه ی ناهار توی یکی از رستوران های کنار ساختمون شرکت نشسته بودیم. گفت: -تو مگه آبرو هم داری؟ بعد قش قش خندید لجم گرفت: نه تو آبرو داری که با پسرای هیجده ساله می گردی… بیچاره شوهرت. -بهتر از گشتن با شوهر بهترین دوستمه. همینه دیگه وقتی بهت میگم حاملگی دردسر داره… _راستی حرف
حاملگی شد، نمیخوای به سپیده بگی دلم واسش میسوزه. به هر حال که باید بدونه… از زیر میز محکم کوبیدم به پاش. _آخ… مگه مریضی؟ حقته … لال مونی بگیر و از اینکه بهت اعتماد کردم پشیمونم نکن اینجا پر از کارکنای شرکتمونه…. همشونم من و میشناسن میخوای آبروم بره؟ تا اومدم پاشم برم سمتش سپیده دستش و گذاشت رو شونم و من و سرجام نشوند: بشین ببینم… چی شده شما دو تا باز مثل خروس جنگی به هم میپرید؟…