دانلود رمان مرد دیوانه من pdf از فرناز احمدلی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ناردونه دانشجوی روان پزشکیه و بخاطر خراب کاری که تو دانشگاه کرده داره اخراج میشه. با وساطت استادش قبول می کنن دوباره به درسش ادامه بده اما…
اینکه شما دکترای عقل کل فکر می کنید از من بیتشر حالیتونه باعث میشه بخوام همتونو تیکه پاره کنم. دقیقا مثل اون دو نفر. ناردونه آب دهنشو قورت داد با اینکه مرد رو به روش تو بند بود و اون آزاد اما بازم ترس شدیدی داشت نکته هایی که توجهشو جلب کرده بودنو نوشت و با تردید گفت: کدوم دو نفر؟!!؟ سورن بلند شد و نزدیک اومد با اینکه نمی تونست ناردونه را بگیره اما بازم ترس شدیدی بهش القا می کرد. در انتهایی ترین جایی که میشد
وایساد و خیره تو مردمکای لرزان ناردونه گفت: مثل اینکه بهت نگفتن چه بلایی سر دکترای قبلی اومده!!!! احتمالا فقط گفتن چهار نفر بودن و دو نفرشون هنوز تو بیمارستانن! ناردونه خشک شده بهش خیره شد تا حرفشو تموم کنه. سورن لبخندی زد و دندونای سفید و یک دستشو به نمایش گذاشت. انگار واقعا از نمایشی که راه انداخته بود لذت می برد. سورن: اون دونفری که تو بیمارستانن قرار نیست زیاد زنده بمونن با اون دونفری که
حالشون خوبه به زودی آشنا میشی و اون دو نفر دیگه… اون دو نفر دیگه بخاطر بریدگی عمیقی که روی گلوشون داشتن مردن. ناردونه با نفسی که به زور بالا می اومد گفت: داری دروغ میگی چهار… سورن: : خودتو گول نزن ناردونه. من پونزده سال اینجا بودم چهارتا دکتر خیلی کمه با اینکه دکترای خیلی کمی پیدا میشدن که استادت واسه درمان من بفرسته اما همیشه بهترینا رو انتخاب می کرد و بزار جواب سوالی که قبلا پرسیدیو بدم…