دانلود رمان منسفیلد پارک pdf از جین آستین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سر تامس برترام براى کمک به زنبرادرش، که دچار تنگدستی شده، دختر برادرش، فانى پرایس، را نزد خود مىآورد و در کنار فرزندان خود تام، ادموند، مارى و جولى بزرگ مىکند.غم و رنج فانى به علت جدا شدن از خانواده خیلى زود، براثر محبتى که دومین پسر عمویش ادموند به او ابراز مىکند، تخفیف مىیابد. سال ها سپرى مىشود و وضعیت مالى سر برترام دیگر چون گذشته شکوفا نیست و او مجبور مىشود که براى کار مدتى طولانى به هند سفر کند. در غیاب او، مارى با آقاى راشوورث نامزد مىشود که…
دخترک سفر درازش را به سلامت سپری کرد و در نورثمتن خانم نوریس به دیدنش رفت. خانم نوریس دوست داشت اولین نفری باشد که به استقبال دخترک می رود، و در عین حال برایش مهم بود که خودش دخترک را پیش بقیه برد و لطف و محبتشان را بخرد. فانی پرایس در این هنگام تازه ده سالش شده بود و با این که در نظر اول زیاد چنگی به دل نمیزد طوری هم نبود که قوم و
خویش ها بدشان بیاید. از سنش کوچک تر نشان می داد، رنگ و رویی نداشت، بر و روی چندانی هم نداشت فوق العاده سر به زیر و خجالتی بود و از نگاه و توجه دیگران در می رفت، اما حالت و رفتارش با این که ناشیانه بود عامیانه نبود صدای ملیحی داشت و وقتی حرف می زد قیافه اش قشنگ می شد. سر تاماس و لیدی برترام با محبت تمام پذیرایش شدند. سر تاماس که می دید
دخترک چه قدر به تشویق نیاز دارد، می خواست نظرش را به خود جلب کند و به او دلگرمی بدهد، اما می بایست خیلی تلاش کند تا سنگینی و وقار خود را کنار بگذارد… لیدی برترام بدون آنکه نصف شوهرش به خود زحمت بدهد و بدون این که الفاظی را به کار برد که شوهرش ده بار به کار برده بود، فقط با لبخند مهربانانه اش خیلی زود کاری کرد که دخترک از او کمتر از سر ویلیام بترسد…