دانلود رمان سریر آتش pdf از ریک ریوردن برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
فقط ۵ روز به زمان شکسته شدن زندان “آپوفیس” و آزادی او و فرورفتن جهان در هرج و مرج مونده و از خدای خورشید یعنی رع هم قرن هاست که هیچ خبری نیست، بنابراین کارتر و سادی تصمیم می گیرن که برای نجات دنیا، رع رو پیدا و دوباره بیدارش کنن که…
چند ماه پیش، اوضاع فرق می کرد. سادی می توانست یک کلمه بگوید و انفجاری در حد نظامی ایجاد کند. من می توانستم خودم را با نماد مبارزه ی جادویی بپوشانم و تقریبا هیچ کس قادر نبـود مـرا شکست دهد. اما این زمانی بود که ما کاملا با خدایان ادغام شده بودیم – هوروس برای من ایسیس برای سادی. ما از آن قدرت دست کشیدیم چون بسیار خطرناک بود. تا زمانی که کنترل بهتری روی توانایی های خودمان داشته باشیم، خدایان مصری مجسم
قادرند ما را دیوانه کرده یا به معنای واقعی کلمه بسوزانند اکنون همه ی ما جادوی محدود خودمان را داریم که انجام کارهای مهم را سخت تر می کند ــ مثل زنده ماندن وقتی یک هیولا زنده می شود و می خواهد ما را بکشد. شیردال در حالت تمام رخ قرار گرفت. او دو برابر اندازه ی یک شیر معمولی بود خر طلایی مایل به قرمز او با غبار سنگ آهک پوشیده شده بود دمش با پرهای میخ مانندی آراسته شده بود که به سختی و نیزی خنجر به نظر می رسید.
تنها با یک ضربه سنگی را که از آن بیرون آمده بود خرد کرد. بال های زیر او اکنون روی پشتش صاف ایستاده بودند. هنگامی که شیردال حرکت کرد. آنها خیلی سریع بال می زنند، بال هایش محو شد و وزوز کرد مثل بال های بزرگترین و ن مرغ مگس خوار جهان شیردال چشمان گرسنه اش را روی سادی قفل کرد، شعله های سفید هنوز دست او و طومار را فرا گرفته بود. چندین بار صدای فریاد شاهین شنیدم ـ هـی مـن یکی دوبار شاهین بودم ـــ امـا…