دانلود رمان گذرواژه های عاشقانه pdf از خاطره_ق و مریم السادات نیکنام برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
میسره سعادت دختری که دست از همه چیز شسته و به دنبال کشف ماجرایی افتاده که همه قصد پنهان کردن اون رو دارن؛ اما اون با حساسیت بالاش دست از کنجکاوی بر نمیداره و باعث رو شدن موضوعی میشه که زندگی همه رو تغیر میده و اما زندگی شخصیش با رو شدن یک بچه…
کیفم را گوشه ی اتاق رها می کنم. گرمم شده و بی طاقت از حرارتی که از یقه ی لباسم بیرون میزند دستم سمت دکمه ی اول مانتو می رود که باز صدای ویبره ی موبایل متوقفم می کند. نفس کلافه ای پس می دهم و سمت کیفم می روم سهند است و حسابی کفر من را با این پیگیری لحظه به لحظه اش در آورده، گوشی را روی تخت پرت می کنم و به سمت حمام می روم، آب باید به کله ام می خورد تا سبک می شدم. حوله را دور بدنم می پیچم وقتی
به اتاق برمی گردم گوشی ام هنوز در حال خاموش و روشن شدن است. با تنی نیمه عریان و خیس و موهایی که آب از آن چکه می کند روی تخت می نشینم. هوف کلافه ام را بیرون می فرستم و حق به جانب تماس را برقرار می کنم: الو، چی میگی تو سهند؟ بیکاری نشستی هی شماره ی منو می گیری؟ صدایش موجی از دلخوری و عصبانیت دارد. -اگه نگرانی رو پای بیکاری بزارن آره من بیکارم! نوع رفتارم درست نیست و خودم کاملا به آن واقفم، ولی
چه کنم که سهند وقت مناسبی یا بهتر است بگویم روز مناسبی را برای گفتگو با من انتخاب نکرده است. اصلا از کجا مرا پیدا کرده بود؟ بیش از حد کلافه و عصبی ام و همه می دانند میسره وقتی کلافه باشد غیر قابل کنترل می شود. برای کنترل بیشتر روی خودم چندین نفس عمیق می کشم و آرام تر می گویم: اگه بخوام نگرانم نباشی باید چی کار کنم؟ ها ؟ تورو خدا بفهم، من دیگه بچه نیستم، بعلاوه امروز کلافه ام و اصلا حال و حوصله سوال پیچ شدن ندارم…