رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان ردپای برف از سمیرا ایرتوند

دانلود رمان ردپای برف pdf از سمیرا ایرتوند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

در روستایی کُردنشین و مرزی‌ که اکثر مردمانش به کولبری مشغولن، بیان دو روزی است از مادرِ کولبرش بی خبر است.. برای گرفتن خبری از او به سمت دامنه کوه که محل قرار کولبران روستا هست میره که ناخودآگاه شاهد زنده به گور کردن جوانی شهری به دست دو ناآشنایت.. بعد از رفتن دو ناآشنا، بیان به روستا برمیگرده و از عموش خودش کمک میگیره.. عموی بیان و چندتن از اهالی، جوان شهری که آوش نام داره رو نجات میدن…

خلاصه رمان ردپای برف

سری از تاسف تکان داد و از بیان خواست کمک کند تا قبل از سرد شدن جوشانده را به خورد غریبه دهند. زانیار سرغریبه را بالا آورد. بیان استکان پر را دردست گرفت و درحالیکه مشغول تجزیه و تحلیل سن و سالش بود چای را با قاشق ذره ذره وارد دهانش کرد. سن و سالی نداشت بین بیست و پنج شاید هم کمتر! پوست گندمی و موهای مشکیش قبل از هرچیزی توجه ها راجلب میکرد. انگشتانش هم به نظر ظریف بود و با انگشتان ضخیمی که در

مردان اطراف و حتی زنانشان می شناخت زمین تا آسمان توفیر داشت.عمو می گفت هرپینه در دست مردان و زنان دهشان حکایت رنجی عظیم است. با سرفه های شدیدی که غریبه زد دست از خیرگی برداشت، استکان را روی زمین قراردادو قاشق را از دست زانیار گرفت ، زانیار آرام به پشتش کوبید. خوبی؟ مردجوان گیج و منگ با نگاهش اطراف را رصد کرد.-نگران نباش جات امنه. -زندم؟ ایرانی است سوال کوتاه بود اما انگار جوابی طولانی داشت.

-بله. غریبه عمیقا در فکر رفت. می فهمیدند ذهنش درگیر وقایع و تحلیل آنچه از سرگذرانده است. بالاخره بیان طاقت نیاورد -می دونید چرا اینجایین؟ مرد ناباورانه گفت: -نه تو بهشتم نه برزخ ! پس زنده موندم! -خوبه که یادتونه. اهی کشید و درجواب زانیار گفت: -کاش نبود. بیان نتوانست جلوی کنجکاویش را بگیرد. کی می خواست شما رو بکشه؟ زانیار معترض سرفه ای کرد و بیان سری از روی تاسف تکان داد. غریبه بی اعتنا به بیان؛ زانیار را مخاطب قرار داد…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
در روستایی کُردنشین و مرزی‌ که اکثر مردمانش به کولبری مشغولن، بیان دو روزی است از مادرِ کولبرش بی خبر است.. برای گرفتن خبری از او به سمت دامنه کوه که محل قرار کولبران روستا هست میره که ناخودآگاه شاهد زنده به گور کردن جوانی شهری به دست دو ناآشنایت.. بعد از رفتن دو ناآشنا، بیان به روستا برمیگرده و از عموش خودش کمک میگیره.. عموی بیان و چندتن از اهالی، جوان شهری که آوش نام داره رو نجات میدن...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ردپای برف
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    سمیرا ایرتوند
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    431
خرید کتاب
22,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,848 بازدید
  • 22,000 تومان
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.