دانلود رمان سکوت عاشقی pdf از مریم پیروند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آتیه دختری که طبق سنت مجبوره با پسر عموش آراد ازدواج کنه. ولی این دو هیچ علاقه ای بهم ندارن، در عوض امیرعلی برادر بزرگ آراد عاشقانه آتیه رو دوست داره که مجبوره بنا به دلایلی سکوت کنه و حرفی از دوست داشتنش نسبت به نشون کرده ی برادرش نزنه. اما سکوتش رو یه روزی میشکنه که اون موقع داستان با هیجان زیادی پیش میره…
بعد ازخوردن بستنی آراد منو رسوند خونه خودشم رفت… چیزی که خیلی برام شوک برانگیز بود این حرفش بود که توماشین بهم گفت؛؛؛ گفت که در گوش فروشنده چیزی گفتم که تاعمر داره توی ذهنش بمونه… میدونستم منظورش همون فروشنده ای بود که برام بوس فرستاد با اینکه تو اتاق پرو بود و از چیزی خبر نداشت اما تونسته بود از رو ظاهرم پی به حال خرابم ببره اون لحظه به خون اون فروشنده ی عوضی تشنه بودم… از این توجهش یه
چراغ خیلی کم سو تو دلم روشن شد. بالاخره اونشب هم گذشت بماند که وقتی اومدم خونه مامان میخواست از سیر تا پیازه ماجرارو براش تعریف کنم اما من خسته تر این حرفا بودم که بلافاصله بعد خوردن شام رفتم تو تخت خوابیدم… – آتیه… آتیه. – هووووم – پاشو ببینم چقد میخوابی – مامان ولم کن – نگاش کن انگار مرده ؛ تکونم نمیخوره. مامان پتو رو باحرص از روم کشید.- اح… مامان ول کن اول صبح اومدی بالای سر من که چی،،،
پتو رو دوباره روم کشیدم؛؛؛ – مرده شورتو ببرن عینهو خرس میمونه همش خوابه،،، دوباره پتو رو از روم کشید انداخت پایین تخت… با داد گفت: چه اول صبحی میدونی ساعت چنده؟؟ با حرص جیغ زدم وچنگی به موهام زدم: هر ساعتی میخواد باشه ولم کن من خوابم میاد. (دیشب که همش تو فکر این مهمونی امروز بودم نتونستم بخوابم حالا هم که مامان) – ای درد بگیری با این حنجرت واسه چی جیغ میزنی ساعت 1 ظهره،،، پاشو…