دانلود رمان یاس pdf از مریم پیروند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان یاس بعد از مرگ شوهرش بخاطر رازش مجبوره از پرهام پسر برادر شوهرش تمکین کنه… داستان یاس ترکیبی از تخلیات و وقایع به روز و به شمار رفته ی دنیای واقعیمونه. برای یاسها و دخترانی که به هر دلیلی روزه ی سکوت میگیرن… خوندن این رمان خالی از لطف نیست و امیدوارم بخش مفیدی از سرگرمی رو براتون داشته باشه….
عمه تورو خدا یه کاریش کن برام، دانشگام اینجاست اگه برگردم شهرستان چطوری کار پیدا کنم ،چطوری به درسم ادامه بدم اونم با درآمد بخور نمری آقاجون که هنوز تو کرایه خونه ش مونده. _من چ کار کنم دختر، مگه مغز خر خوردم بیارمت توی خونه پیش این مرتیکه ی خدانشناس که همه روز خدا نعشه س، اگه یه شب به من قرصی، مرگ موشی، چیزی بده بلایی سر تو بیاره؟ اون وقت من چطوری تو روی داداشم نگاه کنم؟ لرز کردم. با تصور
صورت کریه عمو باقر نعشه ای که بابام همیشه بهش می گفت و دندونای زنگ زده و سیاهش تنم یخ کرد. اومدنم به این خونه هم اشتباه بود ولی برگشتنم به شهرستان اشتباه بزرگ تر…نمی توستم برگردم، نه تنها بخاطر امتحانام، بلکه بخاطر روسیاهیم پیش خانواده ام.من که به خاطر رشته ی لعنتیمو دانشگاهم تمام زندگیم رو باخته بودم، حالا که به امتحانام نزدیک بودم نمی تونستم برگردم شاید بخاطر همین بود که به پیشنهاد ازدواج کیانوش
جواب مثبت دادم. قبول کردم چون اون مرد روشن فکر و متینی بود، توی دانشگاه چندباری که اتفاقی اومده بود پیش استاد باهاش آشنا شدم و بهم دل بست. از یاد آوری اون خاطره ها غم ها دوباره به دلم گسیل زدن و آتش حسرت توی تنم فواره زد. می خواستم این جا بمونم تابه بهای موندنم توی این شهر کنار کیانوش تحصیلم رو ادامه بدم و وکیل بشم اما همه چیز با مردنش نقش بر آب شد. ول کاش همه ش همین بود… آه عمیقی کشیدم…