دانلود رمان قول فرشته pdf از Aleatha_Romig برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
درحالی که دست رت دور مچم محکم تر میشد، وارد سالن شدیم. اما اینجا با همه جای عمارت که قبال دیده بودم خیلی فرق می کرد. اینجا خیلی شاهانه بود. انگار برای اعضای خانواده سلطنتی درست شده بود. نفس عمیقی کشیدم و به کسی که کنارم نشسته بود نگاه کردم، پیراهن سفید مردانه رت تو بدن عضلانیش کشیده شده بود و روش تاکسیدویی که کاملا برازنده اش بود پوشیده بود….
“اما” «در رو باز کن» رت درحالی که گوشیش رو از داخل جیبش بیرون می آوردم و این رو بهم گفت. من بدون اینکه به حرفش گوش کنم، با استرسی که داشتم بهش نگاه کردم، ضربان قلبم بالا رفته بود. «دیر که نشده؟» من داشتم درباره کایل و لیام می پرسیدم. «نه» سرش رو تکان دادم و پیامی فرستاد. می خواستم بیشتر بدونم. اما می دونستم الان وقتش نیست. همین که کایل و لیام تونسته بودن یک روز دیگه زنده بمونن هم کافی بود.
رت بعد از فرستادن پیام گوشیش رو داخل جیب تاکسیدوش گذاشت. «وقتی که تو جون من رو نجات دادی…» »«اما کایل داره دروغ میگه. خودت هم این رو با قلبت میدونی. میدونی که من..» سرش رو تکان داد «که این شدنی نیست. به قلبت رجوع کن.» قلبم. درحالی که به لیام و کایل فکر میکردم؛ نگاهم به رت بود. نمی دونستم قلبم چه حسی داره و خودم به چی باور دارم. لیام کسی بود که دیگه هیچ وقت قلبم رو بهش نمی دادم در حالی که
اولین کسی بود که این کار رو کردم. ما خیلی جوون بودیم و من میدونم که عاشق هم بودیم ما از دست کایل و گریسون فرار می کردیم و با هم وقت می گذروندیم. چون کایل از من بزرگتر بود و من خواهر کوچکترش بودم. خواهر وقتی کایل از جزبل حرف زد، گفت مادرمون. همون طور که تو ذهنم خیلی بی قرار بودم، قلبم هم آرامش نداشت. «اما» رت کنارم ایستاده بود، دستش رو بلند کرد و روی گونه ام گذاشتبهم بگو که بهم اعتماد داری.»