دانلود رمان مات (جلد اول) pdf از فرناز احمدلی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رها زنی ۲۳ ساله موفق و مستقل که یکبار ازدواج کرده و به دلیل خیانت همسرش جدا شدن. رها عاشق بچست ولی دیگه نمی خواد ازدواج کنه. پس تصمیم می گیره بدون ازدواج بچه دارشه. یه شب میره به یه مهمونی و به مدت یه شب صیغه مرد جذابی میشه که حتی اسمشو نمیدونه. رهای خوش شانس همون شب حامله میشه و نقشش میگیره. اما نمیدونه آدم اشتباهیو به عنوان پدر بچش انتخاب کرده. مردی که همه با شنیدن اسمش لرزه به تنشون میوفته….
رها با استرس روی صندلی نشسته بود و به زن های حامله که با شکم های برآمده در مطب بودند نگاه می کرد ناخداگاه دستش را روی شکم خودش گذاشت اگر همه چیز خوب پیش می رفت تا چند ماه دیگر خودش هم مانند آنها میشد شیرینی دوست داشتنی دلش را گرفت اگر جوابش مثبت میشد حتما کامیار را شام مهمان می کرد. پرستار: خانوم الماسی. رها با استرس بلند شد و خودش را به پرستار رساند زن با لبخند برگه را به سمتش گرفت و گفت:
مبارک عزیزم جوابتون مثبت رها شوکه جیغ آرامی کشیدو دستش را با خوشحالی روی شکمش گذاشت زن های بارداری که آنجا بودند با لبخند به او نگاه می کردند رها برگه را به خودش چسباند انعام درشتی به پرستار داد درحالی که با احتیاط از مطب بیرون می رفت شماره کامیار را گرفت و او بلافاصله جواب داد کامیار: شیری یا گاو رها با خنده ای بلند گفت: گاو که تویی من شیر شیرم کامیار کمی مکث کرد و با صدایی که خوشحالی در آن به وضوح
به گوش می رسید گفت: مثبت بود؟؟؟ رها: آره مثبت بود باورم نمیشه کامیار دارم مامان میشم بلاخره دارم به آرزوم میرسم. کامیار دستش را با خوشحالی به میز کوبید و گفت: دارم دایی میشم رها باورم نمیشه انگار دارم خواب میبینم دلم میخواد برم از الان واسش لباس بخرم جنسیتش چیه؟؟؟ رها: فعلا معلوم نیست دوماه دیگه مشخص میشه.سوار ماشین شد و گفت: امشب شام مهمون منی می خوام یه امشبو کلی ولخرجی کنم…