دانلود رمان به وقت پاییز pdf از آذین بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
من پاییز دختری که توی ۱۸ سالگی مادرم رو از دست دادم و تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم اما اون موقع وضع مالیم برای عملی کردن تصمیم خوب نبود ولی به لطف بابا و حمایت مالیش موفق شدم. البته ازدواج زود هنگام بابا بعد از مرگ مادرم با نازنین دختری هم سن و سال خودم توی تحقق این تصمیم بی تاثیر نبود. و حالا من دختری که بعد از چندین سال سختی به یکی از بهترین وکیلهای این شهر تبدیل شدم و زندگیم رنگ و بوی آرامش گرفته بود ولی با اومدن مهراد…
خداروشکر می کردم بابت بودن نگین، جز معدود کسایی بود که از هم صحبتی با او خسته نمی شدم، روی صندلی چرمی مشکیم نشستم و با اشتیاق به حرف های نگین گوش دادم، حرف هایش که تمام شد خم شد و از پارچ روی میز برای خودش یه لیوان آب ریخت، لیوان آب را که روی میز گذاشت اجازه حرف زدن بهش ندادم. _ممنونم نگین جان، پرونده خانم حسینی را برام بیار. به خودش هم زنگ بزن بگو حتماً قبل ساعت یازده بیاد اینجا.
پرونده خانم صادقی را هم بیار تا بعد از این پرونده، بررسی اش کنم. با شک پرسید: _کدام صادقی؟ اونم طلاقه؟_نه فقط حضانت بچه ها از شوهرشه. -باشه، چشم. _فقط تاکید کن تا قبل از ساعت یازده اینجا باشه. امروز پنج شنبه است زودتر می ریم، فردا هم که تعطیله. _چشم. الان زنگ می زنم بهشون می گم. این را گفت و با قدم های بلند از اتاق بیرون رفت. وقتی نگین در اتاق را بست بلند شدم از پارچ روی میز لیوانی آب پر کردم و پای گلدان گل یخ
مورد علاقه ام ریختم تا سیراب شود. درست مثل مامان عاشق گل و گیاه بودم، وفتی این دفتر را راه انداختم اولین کاری که کردم خریدن چندتا گلدان بود که یکی از آن چند گلدان گل یخ داخل اتاقم بود. وکالت را خیلی دوست داشتم از همان کودکی هر که می گفت می خواهی چکاره بشوی فوراً می گفتم وکیل و همان طور هم شد! سخت بود اما شد، حالا بعد از چند سال در حرفه ی خودم یکی از بهترین ها بودم و از نظر مالی بی نیاز و ….