دانلود رمان زرپران pdf از عاطفه منجزی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مهندس جانان نیک پور، دختر غیور ایلیاتی، مدیریت پروژهی سنگینی را بر عهده دارد تا بتواند، با کسب درآمد بالا، از راز خانوادگیاش، بهخوبی حمایت کند! در این راه، با وندور شرکت زیمنس (نماینده زیمنس) مهندس موسوی، دیداری دارند، کسی که جانان بایستی در این پروژه با او کار کند و رضایت خاطر موسوی برای شرکت «دوار نیرو» و مدیر پروژهاش؛ جانان، پوئن بسیار مثبتی است!
“مکزیکوسیتی” کنج کافه رستورانی پر ازدحام نشسته بود و در شلوغی جمع سرخوشی که اغلبشان سرگرم رقص فولکلوریک “ماریاچی” بودند، درحال و هوای خودش غوطه می خورد و با سری خم شده و موهایی آشفته و چهره ای تکیده، لیوان را به سیم های لخت گیتار می کشید. زنان مکزیکی در لباس های رنگ وارنگشان با ضرب اهنگ موزیک شاد محلی، با تبحر دامن های
خود را به حرکت درمی آوردند و در مقابلشان، مردها، دست خود را پشت کمر چسبانده و اجازه می دادند تا حین رقص، زن ها در برابرشان دامن افشانی کنند. مرد خلوت نشین کافه، حتی پر نگاهش به آن جمع شلوغ کشیده نمی شد. در تنهایی های خود خواسته اش، داشت ذوب می شد و عمر و جوانی اش آب می رفت! اما… این مدت، عین این بیست و دو ماه ، “ویک اند ” های
پر از خوشگذرانی سهم دیگران شده بود و مرور خاطرات تلخی که بایستی بارشان را بر دوش می کشید، سهم او! حالا آخرین شب تعطیلات سالیانه ی تابستانش بود ، نه یکی از ” ویک اند ” هایی که این همه ماه پشت سر گذاشته بود. تصمیم داشت امشب ، آخرین شب ، از آخرین تعطیلاتی باشد که هنوز در منجلاب دام خاطرات سوخته اش به سر می برد! باید به زندگی برمی گشت….