رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان آینه های خونین از مهنا

دانلود رمان آینه های خونین pdf از مهنا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

بارت مددی، آخرین بازمانده‌ی مافیا قاچاق که توانست از حصار پلیس‌ها فرار کند و خدمتکار خنگش را هم بتواند از دست دشمنانش حفظ کند! حالا او به دنبال انتقام از کسانی است که موجبات از دست دادن قدرتش را فراهم کرده‌اند. اما غافل از نفوذیی که…

خلاصه رمان آینه های خونین

دروازه کمی سنگین بود. اما با پایش بست و از سنگ فرش طولانی عبور کرد . یک باغ بزرگ با عمارتی نزدیک به ته باغ درختانی آنبوه و کهنسال با استخری همیشه خالی ! بوتهی گلهایی که خشک شده و برگ درختانی که زمین را فرش کرده بودند. همچنین صدای ممتد کلاغ ها همه چیز دست در دست هم داده بود تا تصور خوشایندی از این عمارت و باغ نداشته باشد. هیچوقت… وقتی وارد عمارت شد افراد حاضر در آنجا به او نگاهی کردند و گذشتند.

برایش مهم نبود کسی او را تحویل نمی گیرد. با کسی دمخور نبود و انتظاری هم از بقیه نداشت. بعداز کمی انتظار، همان مرد قد بلند همیشه آراسته، با موهای فلفل نمکی اش با همان صلابت پایدارش از پله ها پایین آمد. _خیلی وقته که ندیدمت. چقدر دلش می خواست همین طور که مطمئن از پله ها پایین می آید تیری در مغزش خالی کند و در اتاقش دفنش کند! اما حیف… حیف که حالاحالاها دستش بسته بود!با لبخند کج همیشه مهمان لب هایش،

روبه رویش ایستاد. _سلام، آقا. _بریم توی سالن… اینجا نمیشه حرف زد. _بفرمائید. پشت سرش با مطیع بودن اجباری راه افتاد و تا او ننشست، روی مبل مقابلش ننشست. _خب، می شنوم. -به خواستتون عمل کردم و سومی هم دیشب جور شد. اما… _ملتفت نمیشم اینکارا به من چه؟ -من با همون گاهی جیب بری و حمالی این روزگار رو زیر سایه تون می گذرونم. _تو برای اینکارای پیش پا افتاده حیفی. _ما قبلاً راجع بهش حرف زدیم آقا…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    آینه های خونین
  • ژانر
    عاشقانه، معمایی
  • نویسنده
    مهنا
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    4400
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 853 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.