دانلود رمان انتقام جویی سرگرد pdf از ناشناس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آراز سرگردیه که به خاطر آسایش و راحتی خودش و نامزدش و اینکه میخواد به کشور خودش ایران برگرده، باید به آخرین ماموریت کاریش که لندن هم هست بره و توی این ماموریت باید با فرناز عابدی صیغه بشه تا به این ماموریت بره و …
از کنارم رد شد که عطرش تو بینیم پیچید! عطر مورد علاقم… سرد و تلخ… دختر سرکشی به نظر می رسید! با یاد آوری حرفی که بهم زد اخمام درهم شد از همه چیز بیشتر دختر زبون درازی بود اگر یک هفته می دادنش به من طوری ادبش می کردم که… هوفی کشیدم و به طرف لابی رفتم… خوردن یک قهوه شبانه برام خوب بود خیلی وقت بود که شبا خواب نداشتم! صبحم با کتاب خوندن و قهوه خوردن صبح میشه! صبح سرحال تر از همیشه
آماده شدم و به طرف خونه سرهنگ رفتم… روی کاناپه نشستم و به سرهنگ چشم دوختم بعد از گفتن توضیحات به سمتم خم شد _نمیخوام این دختر اذیت بشه! باید هواش و داشته باشی… فقط نقشت و خوب بازی کن سری تکون دادم که سرهنگ بلند گفت: عابدی. از تو اتاق دختری با لباسای تقریبا پوشیده ولی شیک بیرون اومد…به خودم زحمت ندادم نگاهی به صورتش بندازم که با صدای سرهنگ کنجکاو سرم و بالا آوردم. _شما همدیگه رو می شناسید؟!
پوزخندی زدم اره سرهنگ، دیشب توهتل بانشون دادن شخصیتش شناختمشون. _سرهنگ ایشون قرار همکار من باشن؟! اره. میتونم انصراف بدم؟! عصبی از جام بلندشدم. من همچین مایل به تحملت نیستم. به طرف خروجی حرکت کردم که صدای سرهنگ تو فضا پیچید _برگرد سرجات وگرنه میفرستم جایی که عرب نی انداخت. باخشم نگاهش کردم که با تشر داد زد برگرد سرجات! جام نشستم و کوبنده گفتم احترامتون واجبه و این عملیات هم برام خیلی مهمه!