دانلود رمان ناتو pdf از زهرا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
امپراطوریم رو برحسب درد کسایی که شکنجه کردم، ساختم. اسمم با دعا زمزمه میشه و من نهایت تمام بدی هایی هستم که تو حتی تصورشم نمی تونی بکنی تا اینکه… پیداش کردم… دختری رو، غرق در خون. حس و کشش وحشتناکی که به این دختر داشتم، بی دلیل اما جنون_انگیز بود. می خواستمش. بخاطرش یک شهر رو اتیش می زدم و قتل عام می کردم چون، اون دختر اینجر منه….
من همیشه مردی بودم که زن مردا رو اذیت کردم، حتی اگه این کار آگاهانه نباشه. موهام سیاه و با تارهای کم سفید، حجیم و بلنده، اما خب خیلی و بهشون مدل خاصی نمیدم. تو هر لحظه حالت جذابش رو داره. با حداقل چهار بار تمرین در هفته، بدنم رو حفظ می کنم. شنا تو استخر پنتهاوسم مثل شنا توی المپیکه. وقتی آخر شبه و بی خواب میشم، خودم رو روی تردمیل و با شنا خسته می کنم. خط فک تیز، استخون گونه برآمده، لب های پر.
اما، مردم چیزی رو میبینن که من می خوام ببینن، توهم یک مرد شایسته. اون ها مردی رو میبینن که مظهر جذابیته، نه یک قاتل بی رحم که تمایل به خون داره. هیچ کس هیچ وقت نمی تونه با من در بیوفته؛ حتی افرادی که توی قید هیچ چیزی نیستن هم هرگز چنین انتظاری ندارن. من شبح شبم.مردایی که منو استخدام می کنن، همیشه جنایتکار نیستن. اون ها مردایی هستن که در ظاهر خیلی ساده اند. مردایی که هیچ وقت انتظار گرفتار شدن در
کارهای غیرقانونی رو ندارن. اما اون ها وجود دارن و هر زمان که بخوام پیداشون می کنم، مردای آدم حسابی میدونن دقیقاً کجا رو باید جستجو کنن. به همین دلیله که من بیست وهشت ساله تنهام. هیچ وقت توی زندگیم رابطه جدی ای نداشتم. حتی نمیتونم کلمه عشق رو بگم چه برسه که بخوام احساسش کنم.هیچوقت حوصله زن و ازدواج رو ندارم و بچه ی من از بهشت محرومه. نمی تونم یه فرزند خوب از خودم داشته باشم؛ اونا احتمالاً قاتلای زنجیره ای میشن…