دانلود رمان بالر pdf از وی کلاند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اولین باری که “برودی Easton” رو دیدم توی رختکن مردها بود. این اولین مصاحبه ی من به عنوان یه گزارشگر حرفهای بود. بازیکن مهاجم معروف تصمیم گرفت همه چیز رو آشکار کنه. و به هر حال، منظورم این نیست که اون تا حالا به من هیچ کدوم از رازهاش رو گفته. همون طور که سوال اول رو پرسیدم، اون عوضی مغرور تصمیم گرفت که حوله دور کمرشو جلوی دوربین بندازه. مردک جام برتری به سرعت برای سرگرمی تصمیم گرفت با من بازی کنه….
صبح بخیر آقای ایستون. -صبح بخیر شانون، این هفته اون (مارلین) چطوره ؟ -یه ذره کسله و وضعیت خوابش هم به هم ریخته. اما به نظر میاد که ملاقات هر سه شنبه شما اونو سرحال میاره. بیدار شده و منتظر شماست. فکر کنم توی اتاق مطالعه باشه. همزمان با نزدیک شدنم به راهرو گروپر جارو کشیدن رو متوقف کرد. -نوه جان قراره ناامید بشی. و این گوه نمیتونه کاری کنه که اون این هفته یک توپ بازی گیرش نیاد.
بچه های لعنتی که اسمشون رو از روی اسم ماهی ها گذاشتند. گروپر خندید و دستش رو دراز کرد. -دیروز اونجا خیلی بد و گوه به نظر می رسیدی. با خنده گفتم: و تو نمیتونی گوه رو جارو کنی. باید با سرپرست درباره اخراج باسن پیرت صحبت کنم. اتاق اینطور به نظر میاد که انگار توسط یک مرد نابینا تمیز شده باشه. و من تا فاصله 222 یاردی پرتاب کردم… این بد و گوه به نظر نمیاد. این منم که
نمایش دیدنی از خودم نشون دادم. -مارلین اگه بشنوه از این کلمات استفاده میکنی، دهنت رو با صابون میشوره. گروپر شوخی نمی کرد. درسته مارلین تقریبا 28 ساله بود، ولی این خانم کوچک هنوز منو به شدت می ترسوند. وقتی من و ویلو برای اولین بار شروع به قرار گذاشتن کردیم، میدونستم که اگه نوه دختری مارلین رو اذیت کنم ، اون همون کسیه که دستم رو قطع میکنه و نه شوهر درازش. قبل از اینکه به اتاق مطالعه برم تا…