دانلود رمان اغوا شده pdf از tromprat برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درمورد پلیسی فراری که با دسیسه، برادر همسر فوت شدش، مجرم شناخته شده و چون دادگاه عمل رو به قتل عمد ثبت کرده مجبور شده فرار کنه. در حین فرار زخمی شده و به خونه یکی از اهالی روستای دور افتاده، که تو مسیرش بوده پناه آورده…
کاموس تو اتاق تاریک نشسته بود، نور مهتاب اتاق رو تا حدی روشن کرده بود، خیره به ساعت تا زمان طی بشه. یگانه به آرومی وارد اتاق شد و سینی غذایی و روی زمین گذاشت، عقب گرد کرد تا از اتاق خارج بشه ولی ایستاد و به کاموس خیره شد که اصلا متوجه حضورش نشده بود. یگانه: ببخشید. کاموس: (بدون اینکه برگرده عقب جوابش رو داد) چی رو ببخشم؟ یگانه: دخالتم تو اتفاقی که براتون افتاده. کاموس: مهم نیست. یگانه: خب…
راستش… من نمی خواستم اینطوری برخورد کنم، باید منو درک کنید، جون پسرم رو تهدید کردید. کاموس: درست میگید من اشتباه کردم، نزدیکای صبح تو گرگ و میش از اینجا میرم، معذرت میخوام بخاطر تشویشی که تو خونتون ایجاد کردم. یگانه: ولی پلیسا هنوز این اطرافن. کاموس: مشکلی نیست… (در حد زمزمه با خودش تکرار کرد) اگر اینطوری بمیرم بهتر از اعدام عمومیه یگانه: مگه چیکار کردین (شوکه به سمت کاموس رفت و نزدیکش نشست).
کاموس: من کاری نکردم ولی انگار اثبات شده که انجام دادم. یگانه:(ناباورانه به کاموس خیره شد) یعنی… آدم کشتی؟ کاموس: چرا انقدر دوست دارید منو قاتل تصور کنید؟! یگانه: خب مثل همونا تعریف می کنید. کاموس: عه… (برمیگرده سمت یگانه و با پوزخند بهش خیره میشه)… چندتا قاتل دیدی از نزدیک! یگانه: منو مسخره میکنی؟ کاموس: جالبه که تو دعوا یهو خودمونی میشید از شما به تو ترقی می کنید. یگانه:حیف من و وقت با ارزشم که…