دانلود رمان لرد سوداگران (جلد اول) pdf از tromprat برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
_بهتر از هرکسی میدونی برا نفوذ بهشون انسانیتم و کشتم، مرد ،من تموم شدم نبش قبر نکن. به سمت بیرون حرکت کردم ولی دستش رو شونم قرار گرفت _فرمانده چشم عقاب هنوزم سرخود میکشی؟ _بله _هنوزم به قوانین پایبندی؟ _بله _خدا به همراهت. بدون برگشتن از اتاق خارج شدم این قول من بود که تا وقتی زندم روی خوش نبینن ادمایی که خون مردم بی گناه رو تو شیشه میکنن و اینو هیچکس بهتر از هم رزمم نمیدونست…
به آدرس نگاه کردم . تقریبا بیرون از شهر بود اگر برا امشب می خاستن باید زودتر حرکت می کردم، نوشته بود که برا تفریح رفتن 3 نفر بیشتر نبودن، هیچ محافظیم ندارن. یه ساک برداشتم لباس خاکی رنگ سربازی رو برداشتم همراه کلا و عینک دو جفت دستکش گذاشتم ساک برداشتم رفتم تو اتاق مخفی به قفسه تک تیر اندازا نگاه کردم، بهترینش ال 115 ای 3 بود قطعاتش و باز کردم و گذاشتم تو ساک کوچیکتر دوتا رمینگتون ار 51 هم گذاشتم،
چشمم به اف 2000 جدیدم خورد. که یکی از بهترین مسلسلا بود ولی اینجا نمیتونستم ببرمش هرچند خاسته بودن در صورت لزوم هر کسی مزاحم بود هم بکشم کت چرمم و تنم کردم و زدم بیرون، عادت نداشتم یه ماشین و بیشتر از به ماه نگه دارم، کلا آدم تنوع طلبی هستم، البته شاید عادت خوبی نباشه ولی برای من که خیلی خوشاینده سوار کمری نوک مدادی شدم تقریبا طرفای سحر بود، هیچوقت اونقدر احساس خستگی و خواب نمی کردم که زمین گیرم کند،
به باغ مورد نظر رسیدم، خیلی خلوت بنظر می رسید هیچکس اطراف نبود با دوربین اطراف و نگاهی انداختم دو تا نگهبان بودن دم خونه و به زن کنارشون باید جایی پارک می کردم که دید نداشتن ماشین و خیلی جلوتر پارک کردم لباس سربازی رو لباسام تنم کردم، ساک اسلحه رو برداشتم سریع رو تپه ای مستقر شدم، پایش و رو تخته سنگی گذاشتم و با دوربین محل و دید میزدم باید تو موقعیت مناسب دخلشو می آوردم بعدم نگهباناش وگرنه دنبالم میومدن…