رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان جایی نرو از معصومه آبی

دانلود رمان جایی نرو pdf از معصومه آبی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

داستان یه مرد که هنوز تو بچگیش مونده چون بچگی نرمالی نداشته و بی نهایت تنهاست… عاشق کسی میشه که دنیاش کاملا با دنیای خودش متفاوته… یعنی کیانمهر مجد میتونه ترانه رو عاشقه خودش کنه؟؟ باید دید…

خلاصه رمان جایی نرو

تلو تلو خوران تو نور کمی که از لابلای پنجره خریده بود توخونه، نوری که ناشی از تیربرق کوچه بود، خودم رو به آشپزخونه رسوندم، سرم به درد می کرد… همیشه نتیجه اش همین بود… وقتی خودم رو خالی نمی کردم… وقتی سعی می کردم خودم رو کنترل کنم تهش می شد یک درد وحشتناک که نه تنها سر ومخچه و گوش و چشمم رو از کار مینداخت، تموم بدنم رو به جنگ می طلبید و همیشه تو این جنگ من مغلوب بودم… و تو این نبرد،

همیشه تنها… هیچکس نبود وقتی از درد ناله میکنم و بالشتم رو بین دندون هام فشار میدم، یک لیوان آب دستم بده… خسته و کم نفس، از این درد شدید، تکیه زدم به دیوار، چند قدمی فاصله داشتم تا قرص مسکنی که آرامش بشه برای وجودم ولی دور بود… خسته نالیدم: -خدا… کف دستم رو به دیوار زدم، خودم رو از دیوار فاصله دادم و تمام توان بی توانیم رو جمع کردم و خودم رو رسوندم بهش… با چشمهایی که تنگشون کرده بودم، قرص رو

از پوشش خارج کردم و بلعیدم… سرم تیر می کشید، تکیه اش دادم به بدنه ی فلزی یخچال تا سردی اش آرومم کنه… تا مرهم بشه به این سر دردمندم… اما آروم نمی گرفت که هیچ، هر لحظه دردش بیشتر میشد… همونجا، پای یخچال به زمین چسبیدم و به روبروم خیره شدم، اما درد نمیذاشت… کاسه ی چشمم رو آزار می داد، انگاری چشمم، سرم نبض داشت؛ می کوبید… خم شدم و پیشونی ام رو به سرامیک های یخی تکیه زدم، بی رمق بودم …

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جایی نرو
  • ژانر
    عاشقانه، غمگین
  • نویسنده
    معصومه آبی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1299
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,356 بازدید
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.