دانلود رمان طنین یک فریاد pdf از آیدا باقری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
طنین، دخترنابغه ای که بعد از مرگ مادرش مجبوره که با پدر و زن باباش زندگی کنه، یه زندگی سرتاسر درد و رنج و تحقیر. طنینی که جز نخبگان کشوره، اما برای رهایی از زندانی که زن باباش براش درست کرده، حاضر میشه با فریاد، گنده لات شهر که از قضا پسرعموشه و متاهل ازدواج کنه. یه زندگی متفاوت که با فریاد معنی پیدا می کنه و طنین خانم میفهمه که این فریاد خان درواقع یه….
از خونه بیرون می زنم و قبل از هر قدمی هندزفریم رو توی گوش هام می ذارم. هوا انقدر گرمه که هنوز نرفته حالم داره بد میشه! با این باد گرمی که هم می وزه، دیگه بدتر! برای همین کلافه موهام رو زیر شال فرو می کنم تا هی به چشم هام نخورن و کلافه ام نکنن. من همین بودم! شاید خیلی از دخترها عاشق این باشن که موهاشونو افشون کنن و لذت ببرن، من انقدر خسته ام از این زندگی که دیگه حوصله ای واسه این چیزا ندارم!
تو این دنیا خیلی چیزای مهم تری هست که برام تو اولویت اند و وقتی هیچ کدومشون رو ندارم، چطوری باید دل بدم به این چیزای کوچیک؟ راه میرم و راه میرم. انقدر میرم و به آهنگ هایی که پشت سر هم توی گوشم پلی میشن گوش می کنم، تا به خودم بیام و خودمو کنار سنگ قبر مامان ببینم. تو بهشت زهرا، میون هزارتا قبر دیگه! به گمونم اینجا آروم ترین نقطه ی زندگی من باشه.. جایی که مامان هست… من هستم… و شاید هم خیلی های دیگه!
لبخند کوچیکی میزنم و وقتی میشینم کنار سنگ قبرش، هندزفریم رو از گوشم بیرون می کشم و بی توجه به شالی که کاملا از روی موهام سر خورده، خم میشم و میبوسم سنگ قبر داغشو زیر این آفتاب! می بوسم و دلم وا میشه از اینکه حداقل خاطره هاشو دارم! _گرمه هوا… ولی نه انقدر که هر خری لیاقت دیدن این فرفری هاتو داشته باشه دخترعمو! شالم که توسط کسی روی موهام کشیده میشه، و بعد شنیدن صدای مردونه ی آشنایی از پشت سرم…