دانلود رمان راهی به دل ابریشم pdf از مریم ثروت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
راجب ابریشم فخاری دختر اصیل زاده یاغی و سرکشِی هست که پدرش و به تازگی از دست داده و مادرش قصد ازدواج مجدد داره. هرمِس پسر زال جذاب ولی خیلی وحشیِ که بلا به جون ابریشم شده و میخواد هرجوری که شده…
صبح روز بعد بود و من در دفتر کار پدرم، مثل اسفند روی آتش به دور خود می چرخیدم. صحنه های خفت بار دیشب حتی برای یک لحظه از مقابل چشمانم کنار نمی رفت و مرا هر بار طوفانی تر از قبل می کرد. با دست های مشت شده غریدم: – پریچهر رو اعصاب من راه نرو. این عوضی کیه؟ آوردیش منو آدم کنه؟ -هرکی هست فعلا جونتو نجات داده. تشر زدم: – خونمو به جوش نیار پریچهر . مامان خسته از کش مکش چند روزه روی صندلی ولو شد.
ناخواسته نگاهم روی ظاهر جدیدش چرخید. واقعیت این بود بعد از فوت پدرم حتی خودم را هم فراموش کرده بودم چه برسد به پریچهر. اما حال گویی چشمانم به حقیقت باز شده بود. آن زنی که حتی حوصله ی خودش را هم نداشت حال با ورود وحدت به زندگی اش به زنی جوان و رعنا بدل شده بود که به واقع از دیدن طراوت و زیبایی اش لذت می بردی. و من به هیچ عنوان نمی توانستم به این حقیقت اعتراف کنم که تمام این تغییرات خوش
آیند به دست وحدت صورت گرفته. نگاهم روی موهای شرابی اش چرخید. به پوست سفیدش می آمد و او را چندین سال جوان تر نشان می داد. حتی از آن چین و چروک های چند ماه پیش هم خبر ی نبود. گویی وحدت با آمدنش معجزه کرده بود. بعد از لختی سکوت به آرامی گفت: -یادت نمیاد؟ همون پسریه که پدرت از پرورشگاه آورد. از فکر ظاهر جدید مادرم بیرون آمدم و به اصل قضیه رسیدم. مرد وحشی! تا اینجایش را محو و مات به یاد داشتم…