دانلود رمان نوشخند صبح (جلد دوم) pdf از شکوفه شهبال برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان زندگی و تلاش، گل آفرین زن میانسالیه که همسرش دچار سانحه شده. گل آفرین برای تامین معاش خانواده شروع به پختن مربا و درست کردن ترشی و شور و رب و….میشه. چهار دختر خانواده هم مانند مادر با سعی و امید تحصیلات دانشگاهی پیدا کرده و هر کدوم عاشقانه ای هم به هم می زنند… (جلد دوم رمان کاکتوس های آبنباتی)
پاییز زیبا در میان شوق و نشاط گذشت. شب یلدا رسید و گل آفرین خواهر و دامادهایش را همراه خانواده به منزل دعوت کرد. اعضای چهار خانواده کیپ تا کیپ کنار هم نشسته بودند. آقایان روی مبل ها و خانم ها تکیه به مخده داده با هم گپ می زدند. هادی که در اثر سلامتی بازیافته، تحرک زیادی داشته و خوش هیکل تر از قبل شده بود، رو کرد به جمعیت: _خانم ها آقایون توجه کنین لطفا. همه ی سرها به طرف هادی چرخید.
هادی تبسمی کرد و گفت: _همه تون خوب می دونین من همه ی شادیمو همه سلامتیمو و همه زندگیمو به خانمم مدیونم. همین جا در حضور جمع ازش تشکر می کنم: _گل آفرین جان خودت گلی و پنج گل زیبا هم برام آوردی حالا بگذریم که یه گل ادریسی… گل آفرین دستپاچه شد و نگاهش بین حضار به نوسان افتاد. چهره اش باغ گل سرخ شد و به میان صحبت همسرش دوید: _اممم خوااهش می کنم. هادی قاه قاه خندید: _خواستم خبر خوبی بهت بدم.
گلبهار با شیطنت پرسید: _نه اول جریان گل ادریسی رو بگین بعد. رنگ گل آفرین اناری شد… هادی نگاه شوخش را به همسرش دوخت و جواب داد: _خواهرتو که می شناسی عاشق گل و گیاهه میون این همه کار یقه ی منو چسبیده بریم باغ گل، گل ادریسی بخریم! انسیه با چشمانی گرد شده از تعجب رو کرد به گل آفرین: _یعنی تا این حد عاشق گل ادریسی هستی؟ لب های خانم کامروا کش آمد: _گل آفرین حق داره! گل ادریسی خیلی قشنگه….