دانلود رمان محکمه pdf از راضیه درویش زاده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نفس دختری که بخاطر شرایط زندگیش، با زیبایی خیره کننده ش مردهای پولدار و گاهی زن دار رو به خودش جذب میکنه با اونا صیغه می کنه و بعد با تهدید ازشون پول میکشه، تا اینکه با مردی خشن و جذابی به اسم آریا صدر آشنا میشه. با هم عقد می کنند بی خبر از اینکه آریا از گذشته ی سیاهش خبر داره و قصدش…
بذاق دهانش را به سختی قورت داد، کف دست های عرق کرده اش را روی مبل کشید. هنوز هم نمی دونست چه خبره اینجا کجاست و چرا اینجاست!؟ نگاه ترسیدش را باری دیگه دور ویلای نوساخت و شیک گرداند، دیوارهای طلایی رنگ از جنس شیشه پارک های سفید رنگ و قالیچه ها ی گردمانند قرمز رنگ که جای جای زمین پهن بود و دید قشنگی را با پارکت های سفید رنگ خلق کرده بود، سالن مستطیلی شکل که طولش بیش از اندازه بلند بود
و درب سالن که با فاصله ی رو به روی پله های مشُرف به طبقه بالا بنا شده بود. مجسمه ها ی گران قیمت ی که گوشه گوشه ی سالن چیده شده بود. مبل ها ی مشکی رنگ که از براقی چشم می زدند همراه با میز گرد متوسط که ظرف شیشه ی آناناسی شکل پر از شکلات رویش قرار داشت. نگاهش از صحفه تاریک تی وی بزرگی که چند اینچش را حدس نمی زد به خودش افتاد.. یادش آمد که کجاست! نگران به سمته درب سالن برگشت، به امید اینکه بتواند
فرار کند قدمی برداشت که در باز شد با ترس عقب رفت. آریا با همان ژست محکم، چهره ی جدی و نگاه سردش وارد سالن شد در را بست و بدون آنکه نگاهی به سَتین بندازد سمته مبل ها رفت و روی آخرین مبل تک نفره سلطنتی که رنگش ترکیبی از طلایی و قرمز بود و با بقیه مبل ها فرق می کرد نشست سَتین مات شده به جای خالی آریا کنار در چشم دوخته بود، توی دلش خالی شده بود آریا را می شناخت. همان پسری که از روز اول از دیدنش حسی بدی پیدا کرد!