دانلود رمان تاوان سادگی من و تو pdf از رعنا.م برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
عشق همانند آتش فشانی است اگر فوران کند مواد آتشینش عاشق را در برمی گیرد، به طوری که همه را باهم می سوزاند اگر عشقش رااز او محروم کنند!
صبح با صدای ساعت بیدار شدم. کش و قوسی به بدنم دادم و از روی تخت بلند شدم. با اینکه خیلی خسته بودم باید به شرکت می رفتم؛ چون کارهای زیادی داشتم. پوف کلافه ای کشیدم. به طرف حمام رفتم این بی حالی بعد از خواب را فقط دوش آب گرم برطرف می کرد. حوله ای به کمرم بستم و از حمام خارج شدم. کمی که خشک تر شدم، حوله را باز کردم و روی تخت انداختم. کت و شلوار مشکی ام را از کمد بیرون آوردم و پوشیدم.
در آیینه نگاه گذرایی به تیپم انداختم. ابروهای مشکی و چشمان تیره رنگم را از پدرم به ارث برده بودم. ساعت رولکسم را که روی میز جلوی آیینه بود، برداشته و به طرف طبقه ی پایین حرکت کردم. همانطور که داشتم از پله ها پایین می آمدم ساعتم را به مچ دست چپم بستم. از کنار نگهبانی شرکت رد شدم و سری برای جواب سلامش تکان دادم. با گام های محکم و استوار به طرف اتاق ریاست حرکت کردم که صدای منشی توجهم را جلب کرد.
از روی صندلی بلند شد و گفت: -سلام. جناب احمدی، روزتون بخیر! در جوابش سری تکان دادم و راهم را به سمت دفترم کج کردم که دوباره صدایم کرد. -جناب احمدی! شما یک ساعت دیگه جلسه دارین و پوشه های مربوط به حسابداری رو روی میزتون… ابروهایم بالا پریدند و وسط حرفش پریدم. –خیلی خب، خودم فهمیدم. به کارت برس. خواستم حرکت کنم که صدایش مرا میخکوب کرد. نیم ساعتیه عموتون تشریف آوردن و در دفتر کارتون منتظر شما هستن….