دانلود رمان شمشیر خدایان pdf از مهدی_ج برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان روایت گر موجودی شیطانی است که به تازگی خلق شده و کسی جلودار او نیست؛ اما شمشیری وجود دارد که توانایی از پا درآوردن آن موجود را دارد. پسر روستایی میکوشد تا شمشیری که خدایان آن را ساخته است را پیدا کند. آیا او هم مثل دیگران به دام مرگ شمشیر اسیر میشود یا خیر؟
با سر خمیده وارد اتاق خوابش شد. خودش رو روی تخت انداخت و پوفی بلندی کشید. کم مونده بود تا آفتاب طلوع کنه؛ اما در این چند ساعت که دور تا دور جنگل رو می دوید، اثری از آناسازیا پیدا نکرد. ناپدید شدن یهویی و غرش بلندی که شنید، شوک بزرگی بهش وارد کرده بود. همه جارو گشته بود، اما آب شده بود و رفته بود تو زمین! تنها جایی که نرفته بود، کلبه آناسازیا بود که با کمی استراحت،
به اونجا هم سر میزد. سر در نمی آورد که غرش بلندی که شنید، متعلق به چه موجودی بود؟ سرزمین لانگین چندان موجودات خطرناکی نداشت، مخصوصاً که این منطقه هیج موجود ترسناکی پرسه نمیزد. ترس باعث شده بود که تو ذهنش فکر کنه که نکنه یه وقت آناسازیا توسط اون موجود ناشناخته کشته شده باشه. آه سوزناکی کشید و با بستن چشم هاش، ثانیه ای طول نکشید که به خواب عمیقی فرو رفت.
مثل هردفعه دیگه، از خونه به سرعت خارج شد. بوران رو از اصطبل بیرون آورد و به سمت کلبه آناسازیا تاخت. به سرعت حرکت می کرد. به خودش امیدواری می داد که شب گذشته آناسازیا اونجا نبوده باشه و فقط یه اشتباه شده باشه. اگه هم خودش بود، دعا کرد که آسیبی ندیده باشه. لباس مرتب پوشیده بود. خدایان رو شکر کرد که این وقت از روز کوتوله ها خواب بودن…