دانلود رمان قلعه دل pdf از فهیمه پوریا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری که به علت انتخاب غلط در ازدواج مشکلات بسیاری برایش پیش می آید و این مشکلات در نهایت با کمک دوستان و بستگان یک به یک حل می شود و…
رضا عصبی و کلافه سیبلش را می جوید و فکر می کرد. در منزل خواهرش در همان سالنی که به عنوان نشیمن از آن استفاده می شد نشسته و بدون کلمه ای حرف تمام گفته های نغمه را گوش کرده بود محمود حال رضا را خوب می فهمید و در دل به حالش خون می گریست. سیمت انگشتان ضریف و کشیده نگین را در دست می فشرد و با این فشار سعی می کرد بغضش را فرو دهد. قطرات درشت اشک پشت پلک هایش کمین کرده و منتظر کوچک
ترین فرصت و تلنگری بود تا راه به بیرون باز کند اما سیما با سماجت بسیار از ریختن اشک خودداری می کرد. می دانست اگر اختیار از کف داده و اجازه ریختن قطره ای اشک را به خود بدهد رضا بی طاقت و پریشان بر نغمه خواهد تاخت و سیما این را نمی خواست. از حساسیت شوهر نسبت به گریه و ناراحتی اش به خوبی آگاه بود و از طرفی حال نغمه را هم خوب می فهمید. می دانست که چنین روزی را خواهد دید از مدت ها پیش منتظر
عصیان دخترش بود و حتی بارها و بارها در دل صبر و طاقت جگر گوشه اش را تحسین کرده بود. البته خوب می دانست این قبیل صبوری، حماقت محض است اما باز هم دخترش را از این جهت می ستود نگین همه را زیر نظر داشت بدون اینکه توجه هیچ کدام را جلب کند. می دانست دایی رضای خوب و مهربانش به مرز انفجار رسیده رضا در نظر نگین همان دایی رضای سال های کودکی بود بدون کوچکترین تغییر موهای بسیار لخت که همیشه…