دانلود رمان راهبی که فراری خود را فروخت pdf از رابین شارما برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
به گونهای عمل کن که انگار شکست خوردن غیرممکن و موفقیت حتمی است. هر فکری دربارهی نرسیدن به اهدافت را، چه مادی و چه معنوی، پس بزن. شجاع باش و برای کار روی تخیلاتت مرزی قائل نشو. هرگز اسیر گذشته نباش. آیندهات را معماری کن. هرگز یک جور نخواهی بود.»
از دیدن جولیان جدید و متحول شده بسیار متعجب شده بودم. با ناباوری و در سکوت خودم فکر می کردم: «چگونه کسی که چند سال قبل مانند پیرمردهای خسته بود، الان می تواند چنین شاداب و سرزنده باشد؟» آیا جولیان از دارویی جادویی استفاده کرده بود که به او اجازه می داد تا از آب چشمه جوانی و جاودانگی بنوشد؟ دلیل این تحول عظیم چه چیزی میتوانست باشد؟» جولیان شروع به صحبت کردن کرد
و گفت که شغل وکالت فشارهای بسیار زیادی برای او به همراه داشته؛ نه تنها فشارهای جسمانی، بلکه فشارهای عاطفی و روحی. سرعت بسیار زیاد و درخواست های بی پایان، او را خسته و دلزده کرده بود. او قبول کرده بود که نیروی جسمانی اش کاهش پیدا کرده بود و ذهنش هم دیگر آن درخشش لازم را نداشت. حمله قلبی او، تنها نشانه ای از مشکلی عمیق تر و درونی تر بود.فشار دائمی و برنامه های
خسته کننده یک وکیل دادگستری، بزرگترین ویژگی و استعداد او – و شاید مهمترین ویژگی اکثر افراد- را از بین برده بود. این ویژگی روحیه او بود. جولیان می گفت وقتی دکترش آخرین اولتیماتوم را در مورد رها کردن شغل وکالت به او داده بود و به او گفته بود که باید از بین زندگی و وکالت یکی را انتخاب کند، خود را در موقعیتی طلایی می دید تا آتش درونش را دوباره شعله ور کند؛ آتش درونی که…