رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان جرات یا حقیقت از nafas.me

دانلود رمان جرات یا حقیقت pdf از nafas.me برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

دختری به اسمِ الناز از خانواده ای معمولی با دغدغه هایِ یک زندگیه عادی. سرِ یک دنده بودن، در یک بازی کودکانه راهی رو انتخاب میکنه که توش علامت سوال زیاد هست…

خلاصه رمان جرات یا حقیقت

همگی به سمت کوه راه افتادیم. من و مهسا و فرهاد یه جا بند نمی شدیم. به فرهاد کمک کردیم و کلی دخترای مردم رو اسکول کردیم. به قول میثم بی فرهنگیم دیگه؛ چه می شه کرد. بعد از کوه یه ناهار معرکه از جیب فرهاد کش رفتیم و به قول مهسا فوق العاده بهمون چسبید. کلا هر چی از جیب فرهاد باشه، خوردن داره. موقع برگشت به خونه ی خاله محیا هم، میثمو شوت کردیم پیش معین و د برو که رفتیم. اون قدر مسخره بازی در آوردیم،

کورس گذاشتیم، ولوم آهنگو زیاد کردیم و رقصیدیم؛ که وقتی ساعت هفت شب به خونه ی خاله رسیدیم، اصلا نای حرف زدن نداشتیم. خاله داشت مهسا رو سرزنش می کرد که هنگامه و مهلا رو تنها رها کرده و رفته پی خوش گذرونیش؛ مهسا هم که حوصلش سر رفته بود از سرزنش های پشت سر هم خاله؛ با جمله ی «الی دیرش شد» قضیه رو فعلا سر هم آورد. البته به قول خودش تا دو هفته قضیه داره با مامانش سر این موضوع.

وقتی فرهاد جلوی در خونمون نگه داشت؛ با توجه به دو ساعتی که خونه ی خاله بودم؛ ساعت نه شب بود. سریع پیاده شدم و کولمو بی حال روی شونم گذاشتم. فرهاد و مهسا هم پیاده شدند و رو به روی خونه ی متروکه ی کوچمون رفتن. مهسا گفت: -در عجبم. منم که باز یاد خونه و خریت خودم افتادم گفتم: -از چی؟ -چرا این خونه رو شهرداری نمی کوبه؟ -اتفاقا این سوال واسه ی منم پیش اومده؛ ولی خب من که از این چیزا چیزی سرم نمی شه…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جرات یا حقیقت
  • ژانر
    عاشقانه، کلکلی
  • نویسنده
    nafas.me
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    233
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 892 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.