دانلود رمان اورازان pdf از جلال آل احمد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اورازان» ده کوهستانی از تمدن شهری دور افتادهای است در منتهای شرقی کوهپایههای طالقان که نه تنها از دبستان و ژاندارمری و بهداری در آن خبری نیست، بلکه اغلب اهالی هنوز با سنگ چخماق و «قو» چپقهای خودشان را آتش میکنند و برای روشنکردن اجاقها و تنورها از چوبهایی که پنجشش برابر یک چوب کبریت بلندی دارد و سر آن آغشته به گوگرد است استفاده میکنند…
اشاره شدکه چه درده و چه در مزارع اطراف آن ـتنها آبی که در دسترس اهالی است آب چشمه ها است. تقریباً در مرکز ده روبروی در حسینه چشمه بزرگی هست که بیش از دوسنگ آب می دهد. هیچکس از این آب نمی خورد. اما اطراف چشمه را کنده اند و سنگ چیده اند و چاله بزرگی بوجود آورده اند که محل شستشوی ظرف و لباس و فرش اهالی است، گاو و گوسفندهای خود را هم در آن می شویند حتی برای شستن مرده های خود نیز از آن استفاده می کنند .
تنها حوضی که در تمام ده میتوان سراغ کرد همین است. آب آن پس از اینکه از چند باغ گذشت به رودخانه می افتد ومی رود. از این بزرگتر آب « کهریز » است. بفتح کاف و حذف هاء در موقع تلفظ. چشمه های دیگر هر کدام آنقدر آب دارند که مزرعه کوچکی را سیراب سازند و یا آب آشامیدنی خانواده ای را تأمین کنند. اما کهریز بیش از شش سنگ آب دارد. گرچه قناتی در کار نیست ولی پیداست که « کاریز » بصورت کهریز درآمده است. از کوه های
شمال شرقی و دره های آن جویی بطرف ده می آید که آب برف قله ها در آن جاری است و طبیعی است که در بهار بیشتر است و آخر تابستان تا دو سنگ هم تقلیل می یابد. این نهر در راه خود به تپه ای بر میخوردکه مشرف بر اورازان است. تپه را معلوم نیست در چه تاریخی شکافته اند و در حدود چهل متر تونل زده اند و آب را به این سو آورده اند. دهانه ای که آب به آن وارد می شود رو به شرق است و پایین تر از دهانه خروجی قرار گرفته است…