دانلود رمان شب دور از خورشید pdf از نصیبه رمضانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
من یک دختر به دور از خورشیدم… من یلدام… یلدای دور شده از خورشید فردا.. همان یلدایی که پایان آخرین سقوط برگ جا مانده از دیروز را شاهد بود.. و من یلدای امروزم.. آغاز یک سرمای دلچسب، میان یک رنگی به خواب رفته زمستان.. آخر می دانی چیست؟ من یلدای.. دور از خورشیدم… به دور از جایی ام که نمی دانم کجاست؟ باز می روم… راه می روم… خودم را به دنبال خودم می کشانم… تا به خودم برسم… شما هم با من همراه می شوید آیا؟ دستتان را بگیرم و با خودم ببرم…
داخل اتاقم شدم .تمیز بود و چیزی فراتر از هر تمیزی. باز آمدم این جا و شدم خانم دکتر آب کشیده و تمیز قبل. البته اینبار او هم مدام در خانه بود. بی خیالی در دلم گفتم و مانتو و شالم را کنده و روی تخت مرتب و صاف انداختم .نمی دیدند که! یلدا! لباست بره حموم .نه تو اتاق بمونه. شیرین عزیزم این جا در اتاق یا چشم داشت یا دوربین گذاشته بود. به همان جان کاوه دم در نشسته و آن یکی که در سرویس بود. شروع به انجام وسواس و مراحل
تمیز کاری کردم. دوش سبکی گرفته و پیراهن دکمه دار کوتاه و شلوار گشادی پوشیدم. موهایم را با وسواس، همان طور که شیرین می خواست خشک کرده و بستم. شال را روی موهایم انداختم و بیرون رفتم. کنار شیرین و در سالن بزرگ نشسته بود. شلوارک گشادی پوشیده و پاهایش را دراز کرده، و لم داده بود. بالا تنه اش را هم نگاه نکردم. من فقط چشمم آن لحظه خواست شیرین را ببیند.. چشم های زیبا و کشیده اش که برای من خیس
بود و دست هایش از هم باز.با نگاه به من که از تمیز بودنم مطمئن شد، به آغوشش کشید… سرم را روی سینه اش گذاشت و دست هایش را دورم حلقه کرد… بوی یاس می داد تمام شیرین، و من دلتنگ این عطر مادرانه اش با لذت نفس کشیدم، عطر دلتنگی و دوری از شیرین و این محبت را. صدایش مهر و محبتی شد که دلتنگ ترم کرد و در گوشم، نماهنگ دلنشین مادرانه ایی دیگر بود و شد. -خسته نباشی مادر…اومدی و تموم شد دوری و سختی…