دانلود رمان عود pdf از شیدا شفق برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان حکایت زندگی دختریست (وانیا) که بعداز طلاق از پسر عمویش از طرف خانواده طرد می شود و مجبور به مهاجرت و پناهندگی در اروپا می گردد اما سرنوشت او به همان آرامی که خودش تصور می کند پیش نمی رود و این آرامش نسبی که بعداز 5 ساله پناهندگی به دست آورده است با دزدیده شدن و فروخته شدنش به دلالان خرید و فروش دختر دوباره از بین می رود. داستان دقیقا از زمانی شروع می شود که وانیا دختر رنج دیده ی ما را دزدیده اند…
وانیا با اینکه از آینده نا معلومش میترسید ولی باز هم برای راحت شدن از آن شتر سواری که بارها به زمین افتاده بود خوشحال بود و نور امیدی را می توانست احساس کند که حداقل بعداز مدت ها می تواند حمام کند. اما طولی نکشید که آن کور سوی امید هم از بین رفت چرا تمام چیزی که در آن نخلستان به چشم می خورد چادر بود و چادر بود! هیچ نشانه ای از تکنالوژی یا تمدن های
جدید در آن نخلستان عظیم به نظر نمی رسید، وانیا هرچقدر بیشتر دقت می کرد بیشتر به اینکه شاید تمام آن سال هایی که فکر می کرد در عصر مدرن زندگی می کند چیزی جز خواب نبوده اند شک می کرد! وقتی کاروان وارد نخلستان شد صدای ساز و آواز بلندتر شد و افراد زیادی برای خوش آمد گویی و کمک به خالی کردن بارها شتر ها شتافتند ولی زمانی که دختران خریداری شده را با هم داخل یک چادر بردند و چندین زن به کمک شان آمدند تا لباس های شان را عوض کنند، با دیدن لباس های که باید
می پوشیدند ترس چون ماری دوره گردن وانیا حلقه زد. بارها آن مدل لباس ها را تن رقاصان عرب دیده بود، ولی از داخل تلویزیون نه از نزدیک! هرگز با خود فکر نمی کرد روزی اگر در ویترینی از آن لباس ها ببیند حتی ثانیه ای نظرش را جلب کند چه برسد به روزی که مجبور باشد یک دست از آنها را که شاید برای دوختن شان یک متر پارچه هم بکار نرفته بود مجبور باشد بپوشد. وقتی زن ها تقلا کردن های او را دیدند سعی کردن از در زور وارد شوند…