دانلود رمان هیروگلیف pdf از شیدا شفق برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
6 کاوشگر جوان برای کشف مقبره یک فرعون گمنام به مصر سفر می کنند ولی همه چیز آنطور که آنها برنامه ریزی نمودند پیش نمی رود و این سفر اتفاقات خارق العاده ای را برای آنها رقم می زند…
روی مبل سالن انتظار دفتر پروفسور مکینلی نشسته بودم، پایم را به عادت همیشگی که در مواقع پر اضطراب به سراغم می آمد، در حال تکان دادن بودم. نباید اضطراب میداشتم ولی داشتم! نگاهی اجمالی دیگر به اطرافم انداختم، به جز من چند نفر دیگر هم در آن سالن حضور داشتند، احساس آن روزی را داشتم که برای مصاحبه های کاری میرفتم و باید منتظر می نشستم تا نوبتم برسد. ولی خوشبختانه امروز برای مصاحبه ی کاری نیامده بودم و قرار نبود
جایی مشغول به کار شوم. پروفسور مکینلی یکی از باستان شناسان خبره ی عصر بود که در 60 سالگی توانسته بود دکترای خود را با کشف مقبره ی یکی از فراعنه ی گمنام دودمان نوزدهم، نواده ی ارشد رامسس دوم_آمیرز به دست بیاورد. تحقیقات وی ناقص و در حده همان شناسایی نام و نسب فرعون گمنام بیشتر نبود چرا که پروفسور در طور عملیات کشف مقبره این فرعون با استشمام یک نوع گاز سمی که تله ای برای دزدان همان دوران بود
دچار مشکل حاد تنفسی شده و از قدم گذاشتن به خاک گرم و البته پر گرد و غبار مصر منع شد. با صدای ورق خوردن برگه های بزرگ روزانامه ای توجه ام به روبه رویم جلب شد..! در نزدیک ترین مبل میز منشی پروفسور مرد سیاه پوستی نشسته بود که کت و شلوار سیاه رنگ و پیراهن سفیدش با دستان بزرگ و رنگ تیره اش تضاد وحشتناکی ایجاد کرده بود. چیزی از مد و فشن نمی دانستم ولی نا هماهنگی میان تیپ او را به راحتی میتوانستم درک کنم…