دانلود رمان عطشی بی مانند (جلد اول) pdf از کرسلی کول برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
املین تنها خون آشام دورگه زن باقیمانده در دنیاست و خون آشام هایی به دلایل مرموزانه ای به دنبال او هستند. لاکلان پادشاه گرگینه ها بیش از هزار سال بدنبال جفت خودش می گردد ولی توسط پادشاه خون آشام ها به مدت۱۵۰سال زندانی و شکنجه می شود تا زمانی که بوی جفتش راحس میکند و از زندان فرار میکند. ولی وقتی با املین، جفت حقیقی اش ملاقات می کند نمی تواند باور کند که تقدیر برایش چنین چیز تحقیر آمیزی به عنوان جفت انتخاب کرده پس…
چراغ های راه، نیمه روشن شد و مردی بلند قامت میز های کافه، سه پایه های نقاشی هنرمندان و کتاب هایی که برای فروش گذاشته شده بود و عکس های پورنویی که نقاشی قرن ها قبل را نشان می داد را روی زمین پرت کرد. توریست ها جیغ کشیدند و در پی خرابی ها فرار کردند. إما با نفس سختی ایستاد و کیفش را روی شانه اش گذاشت. مرد مستقیما داشت به سمت او میامد. کت بلند مشکی اش
متناسب و از پشتش کشیده میشد. اندازه و حرکات روان غیر طبیعی اش باعث شد، فکر کند که امکان ندارد، او یک انسان باشد. موهایش پرپشت و بلند بود و نیمی از صورتش را می پوشاند و ته ریش های چند روزه چانه اش را پوشانده بود. سمت إما تکان داد و غرید. ” تو ” ! اما از بالای دو طرف شانه هایش به پشت سرش و درختان نگاه کرد تا متوجه شود، مخاطب توای آن مرد کیست. خودش بود. گندش بزنند!
مرد دیوانه منظورش به إما بود. مرد دستش را بالا گرفت و به او اشاره کرد که به سمتش برود، انگار مطمئن بود که اما اینکار را خواهد کرد. “آمم … من نمیشناسمت” سعی کرد عقب عقب برود ولی پایش به نیمکت برخورد مرد به رفتن به سمت اما ادامه داد و میزی که بینشان بود آن را مثل اسباب بازی بسمتی پرت کرد. دیوانگی و خشم در . مان آبی کم رنگش در حال سوختن بود. همچنان که مرد به او نزدیکتر میشد…