رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان مجنون لیلی از اعظم نیک سرشت

دانلود رمان مجنون لیلی pdf از اعظم نیک سرشت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

چهارتا پسر غیرتی و عاشق چهارتا دختر سرکش و مهربون دنیایی از عشق که از اجباری ساده شروع وبه دریایی از محبت ختم می شود…

خلاصه رمان مجنون لیلی

نوا؛ توی آزمایشگاه آوا از حال رفت برا همین باربد بغلش کرده داره میبردش. همینطور خیره نگاشون می کردم که صدای هیربد رو کنار گوشم شنیدم. هیربد: چیه تو هم دلت بغل میخواد؟؟ نفسش که به گوشم خورد قلقلکم اومد و خندیدم هیربدم با آبرو های بالا رفته نگام می کرد! نوا: چیه چرا اونطوری نگام میکنی؟ هیربد: هیچی بعدشم جواب سوالمو ندادی ها. نوا: اولا من رو گردن کنار گوشم حساسم نفسات قلقکم می داد.

دوما هیچ وقت دلم نمیخواد حتی دستامو بگیری چه برسه به بغل کردن. خخخخ عصبی شد چون اخماش بدجور تو هم رفته. نوا: بریم دیگه. با دندان های چفت شده. هیربد: من زبون دراز تو رو کوتاه میکنم بریییم. عصبی شدم ولی ظاهرم رو خونسرد نشون دادم، نشونت میدم هیربد خان به من میگن نوا من حال تو رو نگیرم اسمم نوا نیست هواس سوار ماشین پرشه ی سورمه ایش شدیم و اومدیم خونه، شب شده بود الان وقت اجرای نقشه های منه.

یووووهوووو… خیلی آروم در اتاقشو باز کردم فوری رفتم تو سرویس و تو خمیر دندونش رنگ ریختم توی شامپوشم روغن ریختم اومدم کنار تختش ساعت رو برا 5 صبح تنظیم کردم و رفتم سراغ لباساش اسپری مگس کش رو رو لباساش خالی کردم. خخخخ حتی لباس زیراش حالا وقت کار اصلی با لوازم آرایش کل صورتشو نقاشی کردم و یک عکس خوشملم یادگاری گرفتم. یه تکون خورد که پتو از روش کنار رفت یا خدا عجب عضله هایی داره…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    مجنون لیلی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    اعظم نیک سرشت
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    176
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,762 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.