دانلود رمان عشق دوم pdf از هانیه عصمتی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در مورد دختری مطلقه به نام «سرمه» هست که از سر لجبازی با همسر سابق و خلافکارش «فرزام»، با پسر رئیسش «آرتا» ازدواج میکنه در صورتی که هیچ علاقه ای به اون نداره. عشق شدید آرتا و بی محلی سرمه و از طرفی دشمنی فرزام با سرمه باعث به وجود اومدن درگیری ها و سختی هایی میشه و…
فاصلۀ بیمارستان تا نشونی که سرهنگ بهم داده بود چیزی حدود سی کیلومتر بود و از محدوده شهری خارج بود. به مقصد که رسیدم، با یه خونه بزرگ و قدیمی مواجه شدم که ظاهراً کسی توش ساکن نبود. ماشینم رو دورتر از خونه پارک کردم و از روی دیوار پریدم داخل حیاط خونه. سریع پشت یه درخت قایم شدم و با چشم دنبال مهرداد گشتم که اون طرف حیاط پیداش کردم. خیلی آروم و با احتیاط به سمتش رفتم. همین که متوجه من شد،
دست و پاش رو گم کرد و لبخند پت و پهنی روی لبش نشوند. بهش که رسیدم با اشتیاق و صمیمیت سلام کرد. با اخم و سر سنگینی جواب سلامش رو دادم. خیلی از دستش شاکی بودم؛ نمی دونم چرا نمی خواست باور کنه من ازدواج کردم و دیگه به هیچ وجه نمی تونه من رو مال خودش کنه! نمی دونم چرا نمیخواست درک کنه که من دوستش ندارم. اون اصلا عصبانیت ها و بداخلاقی های منو جدی نمی گرفت و این باعث میشد هربار بیشتر از قبل ازش بدم بیاد.
با اخم و کج خلقی جریان عملیات رو ازش پرسیدم که گفت: رئیس اون باند خرید و فروش مواد مخدر رو پیدا کردیم. یه مدت تعقیبش کردیم که سر از اینجا در آوردیم. متوجه شدیم که قرار هاش رو اینجا می ذاره و معمولا اینجاست. در نتیجه تنها جایی که میشه بی دردسر اون و آدم هاش رو دستگیر کرد همین جاست. ولی یه مشکلی هست. – چه مشکلی؟! – توی اون خونه علاوه بر شهرام شاهی که رئیس بانده، آدماش هم هستن که تعدادشون خیلی زیاده…