دانلود رمان دژخیم pdf از نیلوفر رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
عشقی از جنس خون! روایت پسری به نام سیاوش، که با امضای یه قرارداد، ناخواسته وارد یه فرقهی دارک و ممنوعه میشه و اونجا دختر یهودی که سالها پیش دوست داشته ملاقات میکنه. اتفاقاتی که براشون میفته، باعث میشه دختر با وجود کینهی کهنهای که از سیاوش داره به سمتش برگرده و… داستان تازه از زمانی آغاز میشه که صدای یه شلیک؛ برای همیشه مسیر زندگی شونو تغییر میده…
با چشم دنبال فرهاد گشت، اما نیامده بود. در حالی که با دانشجوها و علی الخصوص دخترها شوخی می کرد و سر به سرشان می گذاشت، به انتهای کلاس رفت و روی آخرین صندلی نشست و به عادت همیشه، پایش را روی صندلی جلو قرار داد. همراهش را از جیب شلوار بیرون کشید و صفحه ی تلگرامش را باز کرد. پیام های غزاله، دختری که تازه با او وارد رابطه شده بود،
روی صفحه افتاد و سیاوش با نیشخند روی لبش در حال جواب دادن بود. حدود بیست دقیقه از شروع کلاس گذشته بود که تقه ای به در خورد. سیاوش همانطور که بی هدف خودکار را گوشه ی لبش قرار داده بود، نگاه از صفحه چت باز شده ی تلفنش که لا به لای کتابش گذاشته بود، گرفت و سرش را بلند کرد. دکتر مهرافروز، روی پاشنه چرخید و دماغ عملی و گونه های بوتاکس شده و ژل خورده اش،
لحظه ای باعث خنده ی دانشجوها شد وقتی که با صدای ریز و تو دماغی گفت: – بفرمایید! در که باز شد، قامت بلند فرهاد در میانه ی آن ظاهر شد و نگاه دخترها برای لحظه ای هم که شده، سوی قد و بالای کشیده ی او رفت و برای همه سوال شده بود که چطور شده دانشجوی همیشه منضبط و معدل الف، سر کلاس فیزیوپاتولوژی که از قضا استادش هم بسیار بدعنق است، با تاخیر آمده است؟