دانلود رمان خوب تر از اونکه واقعیت داشته باشه pdf از کریستین هیگینز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
گریس امرسون بعد از نامزدی خواهرش ناتالی با اندرو (نامزد سابق گریس) برای اینکه به خانواده اش نشون بده حالش خوبه و اندرو رو فراموش کرده.۰یه دوست پسر خیالی برای خودش می سازه که یه جراح کودکانه و…
بزارین فقط این رو بگم که بقیه شب رو همه راحت تر گذروندن. ناتالی من رو به سمت میزی که بقیه خانواده نشسته بودن کشید و اصرار داشت که یه کم بیشتر باهم باشیم، چون اون روز عصبی بوده و نتونسته با من صحبت کنه. با چشمانی درخشان به نرمی اعلام کرد ” گریس دوست پسر داره “. مارگارت که داشت دردناکه به توضیحات مِمِه درباره پولیپ بینیش گوش می داد، ناگهان حواسش جمع ما شد.
مامان بابا دست از دعوا کردن برداشتن و شروع کردن پشت هم از من سوال پرسیدن، اما من یهو گفتم که: “هنوز زوده که در این باره صحبت کنیم “. مارگارت یکی از ابروهاش رو بالا برد اما چیزی نگفت.از گوشه چشمم یه نگاه به اندرو انداختم _ اون و ناتالی برای ضربه نخوردن به احساسات من از هم فاصله گرفته بودن. اون در محدوده دید من نبود. ممه پرسید: ” و این مرد برای گذروندن زندگیش چی کار میکنه؟
اون که یکی از اون معلم های بی خاصیت و فقیر نیست که؟ خواهرات تونستن یه کاری رو پیدا کنن و مزد خوبی بگیرن، گریس. نمیدونم تو چرا نمیتونی” “اون یه دکتره ” این رو گفتم و یه جرعه جین و تونیکی که مستخدم اورده بود رو خوردم. پدر :” دکتر چی ، پودینگ من ؟” به نرمی جواب دادم ” جراح کودکان”. جرعه، جرعه . امیدوار بودم که قرمزی صورتم رو به حساب کوکتیل بزارن نه دروغ گفتنم.