دانلود رمان روبِن pdf از یاسمن علی زاده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
الیان مردی سخت خشن اما عاشق دل در گرو آذر دختر رنج دیده و سختی کشیده ای دارد اما آذر معتقد هست که همیشه برای اطرافیانش بدشانسی میاره برای همین قصد در دوری از الیان داره که…
برای مسلط بودن بر عصباش نفسی عمیق کشید و پای شیر لوله نشسته. سرش را زیرآب گرفت تا از التهاب و داغی تنش کاسته شود. اما این مرد و زن سوهان روح و وجود دخترک بودند به گونه ای که وقتی زری، دمپایی را پرتاب کرد و آن را به کمرش کوباند، با خشونت هرچه تمام تر از جا برخواست. دراین مواقع چون دیو دهشتناک میشد -پتیاره توعه زنیکه هستی که مارو پس انداختی.
دستش را به کمر گرفت و درحالی که جارو را تکان می داد، با وقاحت تمام لب زد : -آره پتیارهم که نه ماه تمام تو رو توی خودم جا دادم .اگه که حاصلم توعه ول و خواهر ولتر از خودت نبودم نبود نیشخندی زد و بلند شد .بسته کوچک مواد را مقابل زری انداخت و با تمسخر گفت: برو منقلت سرد نشه، بعد درباره پتیاره بودن من -فعلا وخودت و آبجی بزرگه بحث می کنیم. سر خوش از
این که سرگرمی امروزش فراهم شد، چادر را از کمر باز و بشکن زنان درحالی که جارو را گوشه ای پرتاب کرد، بسته مواد را سفت چسبید و زیر بار سنگینی نگاه خیره دخترک، راهی اتاق شد -نگفتی این دختره خیره سر کدوم جهنم درهای رفته؟ مگه نمی دونی داره بچه کی رو حمل میکنه؟ اینا شرفن شرف ندارن. بدبختمون میکنن. اون همه پولم به فنا میره. – کاش به فنا بری…